شروع دوره دکتری؛ راهنمای عملی ۹۰ روز اول برای دانشجوی دکتری
هیجان، کنجکاوی، اضطراب و کمی سردرگمی؛ ماههای اول دکتری همه اینها را با هم دارد. این فصل کمک میکند با پای راست شروع کنید: آدمهای کلیدی را بشناسید، نقشه راه بکشید، عادتهای درست بسازید و فراز و نشیبهای طبیعی آغاز راه را مدیریت کنید.
اولین روز دوره دکتری را به یاد میآورید، یا به زودی تجربهاش میکنید. وارد ساختمانی میشوید که قرار است چند سال از زندگیتان را در آن بگذرانید. هنوز نمیدانید آبدارخانه کجاست، چه کسی کلید آزمایشگاه را دارد، یا استاد راهنما دقیقاً از شما چه انتظاری دارد. ممکن است همزمان مشتاق باشید که هرچه زودتر کار را شروع کنید و استعدادتان را نشان دهید، و نگران باشید که مبادا از پسش برنیایید.
این ترکیب احساسات کاملاً طبیعی است. شروع دکتری آغاز یک تعهد چندساله است، با یک گروه مشخص از آدمها و یک استاد راهنما. به همین دلیل، روزها و ماههای اول اهمیت ویژهای دارند. عادتهایی که حالا میسازید، برداشتهایی که دیگران از شما پیدا میکنند و ساختاری که برای کارتان میچینید، تا پایان مسیر با شما میمانند.
پیام اصلی این فصل شاید کمی خلاف انتظار باشد: در شروع عجله نکنید. بهتر است پیش از پریدن به اولین آزمایش یا اولین تحلیل، زمانی را برای جهتیابی بگذارید: آشنایی با آدمها، با امکانات، با قواعد نانوشته و با خودتان در نقش تازه. همانطور که در فصل اول درباره انتخاب گروه تحقیقاتی دیدیم، کیفیت زندگی در دوران دکتری بیش از هر چیز به آدمها و ساختارهای اطراف شما بستگی دارد. ماههای اول، زمان ساختن همینهاست.
روزهای اول: جهتیابی پیش از شتاب
احتمالاً یک میز، یک صندلی، شاید یک نیمکت آزمایشگاهی یا یک رایانه برای شما در نظر گرفته شده است. وسوسهانگیز است که همان هفته اول اولین مجموعه آزمایشها یا اولین مرور منابع را شروع کنید. اما بهتر است چند روز اول را صرف کارهایی کنید که شاید جذاب به نظر نرسند، ولی بعداً بارها از آنها سود میبرید.
فضای کارتان را آماده کنید
میز کارتان جایی است که ساعتهای زیادی را در آن میگذرانید. آن را به مکانی راحت، منظم و کمی شخصی تبدیل کنید. وسایل، نرمافزارها و دسترسیهایی را که لازم دارید فهرست کنید و یکییکی فراهم کنید: حساب کاربری شبکه دانشگاه، دسترسی به پایگاههای اطلاعاتی و کتابخانه دیجیتال، نرمافزارهای تخصصی، فضای ذخیرهسازی پشتیبان برای دادهها. اگر در آزمایشگاه کار میکنید، بدانید مواد و تجهیزات مورد نیازتان کجاست و چطور سفارش داده میشود.
کارهای اداری را زود تمام کنید
ثبتنامها، فرمها، ایمیل دانشگاهی، کارت دانشجویی، معرفینامهها و هر کار اداری دیگری را پیش از شروع کار پژوهشی جدی انجام دهید. این کارها اگر عقب بیفتند، درست وسط یک آزمایش یا نزدیک یک مهلت مهم سراغتان میآیند. یک فهرست ساده از کارهای اداری بنویسید و تا پایان ماه اول همه را تیک بزنید.
آییننامه را یک بار با دقت بخوانید
آییننامه دوره دکتری دانشگاهتان را بخوانید؛ نه به این دلیل که هیجانانگیز است، بلکه چون بسیاری از استرسهای بعدی از ندانستن قواعد میآید. مهلت آزمون جامع، زمان تصویب پروپوزال، شرایط انتشار مقاله برای دفاع، سقف سنوات و قوانین مرخصی را یادداشت کنید. اگر بخشی مبهم است، از کارشناس تحصیلات تکمیلی یا دانشجویان ارشدتر بپرسید.
چند روزی که صرف جهتیابی میکنید، از هفتهها سردرگمی بعدی جلوگیری میکند. دانشجویی که در هفته اول میداند از چه کسی چه بخواهد، در ماه سوم کارش را سریعتر از دانشجویی پیش میبرد که روز دوم آزمایش را شروع کرد و هنوز نمیداند دستگاه خراب را باید به چه کسی گزارش دهد.
با دانشکده و آدمهای کلیدی آشنا شوید
از همان روزهای اول، برای شناختن سازوکار درونی دانشکده وقت بگذارید. اگر قبلاً این کار را نکردهاید، خودتان را به مدیر گروه، کارشناسان آموزشی و اداری، تکنسینها و مسئولان آزمایشگاه، کتابداران و دیگر افراد کلیدی معرفی کنید. حالا وقت خجالتی بودن نیست.
یک دلیل ساده برای این کار وجود دارد: اگر خودتان را معرفی نکنید، ممکن است تا شش ماه بعد کسی دقیقاً نداند شما دانشجوی دکتری هستید، دانشجوی ارشد، پژوهشگر مهمان یا کارشناس آزمایشگاه. معرفی روشن و مؤدبانه در آغاز، این ابهام را از بین میبرد. اولین برداشتها ماندگارند و آدمهایی که با آنها کار خواهید کرد، برای موفقیت شما بسیار مهماند.
چه کسانی را باید زود بشناسید؟
| چه کسی | چرا مهم است | چه بپرسید |
|---|---|---|
| کارشناس تحصیلات تکمیلی | مسئول مهلتها، فرمها و فرایندهای رسمی | مهمترین مهلتهای سال اول کداماند؟ |
| مسئول یا تکنسین آزمایشگاه | دسترسی به تجهیزات، ایمنی، سفارش مواد | برای استفاده از دستگاهها چه آموزشی لازم است؟ |
| کتابدار یا مسئول منابع دیجیتال | دسترسی به مقالات و پایگاههای اطلاعاتی | به کدام پایگاهها دسترسی داریم و از بیرون دانشگاه چطور؟ |
| دانشجویان ارشدتر گروه | دانش نانوشته، تجربه، میانبرها | اگر دوباره شروع میکردی، چه کاری را متفاوت انجام میدادی؟ |
| مدیر گروه آموزشی | تصمیمهای کلان و حل مشکلات | (معمولاً فقط معرفی کوتاه و مؤدبانه کافی است) |
خودتان را در آزمایشگاه یا اتاق حبس نکنید
تا وقتی با محیط و آدمهای کلیدی آشنا نشدهاید، نمیتوانید به طور مؤثر کار کنید. پس تمام روز را پشت میز نمانید. سر صحبت را باز کنید، در زمان استراحت با همکاران گپ بزنید و برای فهمیدن نکتههای ریز و درشت دانشکده تلاش کنید. اگر اطلاعاتی درباره دانشکده یا دانشگاه لازم دارید، از دانشجویان و کارکنان باسابقه بپرسید. بیشتر آدمها از اینکه تجربهشان به کار کسی بیاید خوشحال میشوند.
ایمنی را جدی بگیرید
اگر در آزمایشگاه کار میکنید، پیش از هر کاری با دستورالعملهای ایمنی، مسیرهای خروج اضطراری، محل تجهیزات ایمنی و افرادی که در مواقع اضطراری باید به آنها مراجعه کرد آشنا شوید. اگر کار شما میدانی یا با دادههای انسانی است، قواعد اخلاق پژوهش و فرایند گرفتن مجوزهای لازم را زود یاد بگیرید. اینها تشریفات نیستند؛ از شما و دیگران محافظت میکنند.
یک منتور پیدا کنید
شاید مهمترین کار ماههای اول، پیدا کردن کسی است که بتواند منتور شما باشد؛ مثلاً یک دانشجوی ارشد در گروه خودتان یا گروهی نزدیک، یا یک پژوهشگر باتجربه که به او اعتماد دارید. منتور میتواند کار با تجهیزات را نشانتان دهد، شما را با قواعد نانوشته آشنا کند و در طول دوره راهنماییهای حرفهای ارزشمندی بدهد. در فصل «منتورها، رهبری و جامعه علمی» مفصلتر به این موضوع میپردازیم. اگر در دانشکدهتان چنین کسی را پیدا نمیکنید، منتورینگ پژوهشی هم یک گزینه است.
برنامه کاری و نقشه راه را با استاد راهنما بچینید
پیش از شروع هر آزمایش یا تحلیلی، یک برنامه کاری جامع بنویسید و زمانبندی معقولی برای خودتان تعیین کنید. بهترین حالت این است که این کار را همراه استاد راهنما انجام دهید تا مطمئن شوید هر دو به سمت هدف مشترکی حرکت میکنید. بسیاری از تنشهای بعدی میان دانشجو و استاد، از همینجا شروع میشود که هیچوقت درباره انتظارات بهصراحت صحبت نکردهاند.
پروژه را به مرحلههای مدیریتپذیر بشکنید
«نوشتن رساله دکتری» هدفی بزرگ و مبهم است که بیشتر اضطراب میآورد تا انگیزه. آن را به چند فاز تقسیم کنید: مرور منابع و تعریف دقیق مسئله، طراحی روش، جمعآوری داده، تحلیل، نوشتن مقالهها و نوشتن رساله. برای هر فاز، خروجی مشخص و جدول زمانی تقریبی تعیین کنید. اگر هنوز پروپوزالتان تصویب نشده، این برنامه پایه خوبی برای آن است؛ راهنمای نحوه نوشتن پروپوزال دکتری در این مرحله به کارتان میآید.
جلسه «انتظارات» با استاد راهنما
در هفتههای اول، یک جلسه مشخص با استاد راهنما درخواست کنید که موضوعش فقط روشن کردن انتظارات دو طرف باشد. میتوانید این دستور جلسه را پیشنهاد دهید:
| موضوع | پرسشهای نمونه |
|---|---|
| هدفهای سال اول | در پایان سال اول، دقیقاً به کجا باید رسیده باشم؟ |
| شیوه و فاصله جلسات | هر چند وقت یک بار جلسه داشته باشیم؟ حضوری یا آنلاین؟ |
| گزارشدهی | پیشرفت را به چه شکلی گزارش کنم؟ ایمیل هفتگی، گزارش ماهانه؟ |
| بازخورد روی نوشتهها | معمولاً چقدر زمان لازم است تا بازخورد بگیرم؟ |
| انتشار و کنفرانس | انتظار چند مقاله داریم؟ سیاست ترتیب نویسندگان چیست؟ |
| ساعات و شیوه کار | آیا ساعت حضور مشخصی انتظار میرود؟ |
بعد از جلسه، خلاصهای از توافقها را در یک ایمیل کوتاه برای استاد بفرستید. این کار هم نشانه حرفهای بودن شماست و هم مرجعی برای بعد.
به برنامهتان پایبند بمانید، اما انعطاف داشته باشید
بعد از تعیین هدفها و کشیدن نقشه راه، پایبندی به زمانبندی برای بهرهوری بسیار مهم است. در عین حال، برنامهای واقعبینانه بنویسید؛ کار کردن بیوقفه و فرسایشی نه سالم است و نه در درازمدت مؤثر. برای استراحت، خانواده و زندگی بیرون از دانشگاه هم جا بگذارید. در فصل سوم، «هدفگذاری و مدیریت زمان»، ابزارهای دقیقتری برای این کار معرفی میکنیم. اگر میخواهید تصویری کلی از مسیر داشته باشید، نقشه راه موفقیت آکادمیک را هم ببینید.
دفترچه پژوهش: حافظه بیرونی شما
یکی از عوامل اصلی موفقیت در پژوهش، توانایی نگه داشتن سوابق دقیق از کارهایتان است. این حرف بدیهی به نظر میرسد، اما کمتر کسی به اندازه کافی جدیاش میگیرد. دانشجوی تازهکار معمولاً فکر میکند یک جدول مرتب از دادههای نهایی کافی است. نیست.
همهچیز را بنویسید، حتی آنچه جواب نداد
در دفترچه پژوهش، فقط نتایج موفق را ثبت نکنید. هر کاری که انجام دادید، هر تنظیمی که تغییر دادید، هر چیزی که جواب داد و هر چیزی که جواب نداد را بنویسید. از یادداشتهای حاشیهای هم نترسید: «فکر میکنم دمای اتاق امروز بالاتر بود»، «این نمونه کمی کدر به نظر میرسید»، «شاید ترتیب سؤالها روی پاسخها اثر گذاشته». این یادداشتهای کوچک بعدها، وقتی میخواهید بفهمید چرا یک نتیجه عجیب بود، طلا میشوند.
در لحظه بنویسید، نه بعداً
در حین کار، از عجله در ثبت پارامترهای مهم پرهیز کنید و آنها را به «بعداً» نسپارید. وقتی آزمایش یا جلسه تمام شود، همه جزئیات را به یاد نخواهید آورد. ثبت دقیق از ابتدا، فهم دادهها و منطق طراحی کارتان را بعداً بسیار آسانتر میکند؛ چه برای خودتان، چه برای استاد راهنما و چه برای داورانی که روزی مقالهتان را میخوانند.
دفترچه پژوهش فقط برای آزمایشگاه نیست
اگر در علوم انسانی، علوم اجتماعی یا رشتههای نظری و محاسباتی کار میکنید، شاید فکر کنید این بخش به شما مربوط نیست. اما معادل دفترچه آزمایشگاه برای شما یک دفترچه یا ژورنال پژوهشی است: جایی که تصمیمهای روششناختی، تغییرات کد، نسخههای داده، ایدههای خام، خلاصه مصاحبهها و پرسشهایی که برای استاد دارید را ثبت میکنید. کسی که شش ماه بعد میخواهد بفهمد چرا فلان متغیر را حذف کرده، از خودش برای این دفترچه سپاسگزار خواهد بود.
- تاریخ و ساعت
- هدف امروز: چه میخواستم انجام دهم و چرا؟
- روش و تنظیمات: دقیقاً چه کردم؟ (مواد، پارامترها، نسخه نرمافزار یا داده)
- مشاهدات خام: چه دیدم؟ (حتی چیزهای بیاهمیت)
- چه جواب داد / چه جواب نداد
- فکرها و پرسشها: برای خودم یا استاد
- قدم بعدی
این را به عادت روزانه تبدیل کنید. چه دفترچه کاغذی با صفحات شمارهدار داشته باشید و چه یک دفترچه الکترونیکی، مهم این است که منظم، تاریخدار و کامل باشد و نسخه پشتیبان داشته باشد. اگر قواعد دانشگاه یا گروهتان درباره نوع دفترچه چیز خاصی میگوید، از همان پیروی کنید.
مدیریت منابع و نوشتن را از همین حالا شروع کنید
یک کتابشناسی زنده بسازید
از روز اول، فهرستی از منابعی که میخوانید و به آنها ارجاع خواهید داد بسازید و مدام بهروزش کنید. استفاده از یک نرمافزار مدیریت منابع این کار را بسیار آسان میکند. فقط مشخصات مقاله را ذخیره نکنید؛ برای هر منبع چند خط یادداشت بنویسید: پرسش اصلی، روش، یافته کلیدی و ارتباطش با کار شما. روزی که به نوشتن گزارش، مقاله و رساله برسید، همین کتابشناسی بخش بزرگی از بار کار را از دوشتان برمیدارد. برای یادگیری روشهای جستوجو و مرور، صفحه نوشتن پیشینه تحقیق در مقاله علمی و برای استفاده درست از ابزارهای جدید، کاربرد هوش مصنوعی در پژوهش را ببینید.
زود بنویسید، کمکم بنویسید
لازم نیست منتظر نتایج نهایی بمانید تا نوشتن را شروع کنید. به محض اینکه اطلاعات کافی برای یک گزارش اولیه دارید، آن را بنویسید. خلاصه مرور منابع، توصیف روش و حتی یادداشتهای تحلیل اولیه، همه پیشنویسهای آیندهاند. نوشتن منظم مهارتی است که با تمرین قوی میشود و سال آخر، وقتی زیر فشار نوشتن رساله هستید، از این تمرینها سپاسگزار خواهید بود.
ارائه دادن را تمرین کنید
ارائه کارتان در جلسه گروه، سمینار دانشکده یا یک کارگاه کوچک، تمرین بسیار خوبی در این مرحله است. هم بازخورد میگیرید، هم دیده میشوید و هم سابقهای میسازید که در رزومهتان اثر دارد. البته هدف نهایی هر پژوهشگری انتشار در مجلات معتبر است، اما این مرحله بعدی است و فعلاً لازم نیست نگرانش باشید. در حال حاضر مهم این است که متمرکز بمانید و هم از کارهای عملی و هم از مطالعاتتان سوابق خوبی نگه دارید.
جعبهابزار دیجیتال ماه اول
لازم نیست از روز اول دهها نرمافزار نصب کنید. اما چند دسته ابزار هستند که اگر زود انتخابشان کنید و به آنها عادت کنید، تا پایان دکتری همراهتان میمانند. مهمتر از اینکه کدام ابزار را انتخاب میکنید، این است که یک ابزار را انتخاب کنید و پایش بمانید؛ جابهجا شدن مداوم میان ابزارها خودش وقتگیر است.
مدیریت منابع
برای ذخیره مقالهها، یادداشتگذاری و ساختن خودکار فهرست منابع در نوشتهها. پیش از انتخاب، بپرسید گروهتان معمولاً از کدام ابزار استفاده میکند تا همکاری آسانتر شود.
پشتیبانگیری و نسخهبندی
یک فضای ذخیرهسازی ابری یا دیسک جداگانه برای پشتیبان منظم. اگر کد مینویسید، یک سامانه کنترل نسخه هم از اشتباههای پرهزینه جلوگیری میکند.
تقویم و فهرست کارها
همه مهلتهای آییننامه، جلسات و کارهای روزانه را در یک جا نگه دارید تا ذهنتان برای فکر کردن آزاد بماند.
یادداشت و دفترچه پژوهش
ابزاری که جستوجو در یادداشتها را آسان کند. یادداشتی که پیدا نشود، عملاً وجود ندارد.
اگر از ابزارهای هوش مصنوعی در مطالعه یا نوشتن استفاده میکنید، از همین ابتدا قواعد دانشگاه و استاد راهنما درباره استفاده از آنها را بپرسید و استفادهتان را شفاف ثبت کنید.
کنار آمدن با فراز و نشیبهای اولیه
زندگی پر از فراز و نشیب است و زندگی دانشجوی دکتری هم استثنا نیست. پژوهشگران باتجربه میدانند که پژوهش گاهی کسلکننده میشود و تقریباً هیچوقت دقیقاً طبق پیشبینی پیش نمیرود. اما کسانی که تازه وارد این مسیر شدهاند، معمولاً در مدیریت انتظارات و ناامیدیهایشان سختی بیشتری دارند. پس از همین حالا بدانید: دورههایی از استرس و اضطراب را تجربه خواهید کرد، چه به دلیل کار، چه درس و چه مسائل شخصی. این نشانه شکست نیست؛ بخشی از مسیر است.
استراحت کنید، بدون احساس گناه
وقتی فشار بیش از حد معمول است، یک استراحت کوتاه یکی از بهترین راههای کاهش استرس است. برای استراحت کردن احساس گناه نکنید. ذهنی که فرصت بازیابی پیدا کرده، بهتر فکر میکند، خلاقتر است و اشتباه کمتری میکند. ورزش، خواب کافی، وقت گذراندن با خانواده و دوستان و سرگرمیهای بیرون از دانشگاه، تجملات نیستند؛ زیرساخت ادامه دادناند.
شبکه حمایتیتان را بسازید
شاید برای شروع دکتری از شهر و محیط آشنایتان دور شدهاید و دوستان و خانواده را پشت سر گذاشتهاید. شاید هم در همان شهر ماندهاید، اما دوستان قدیمیتان مسیر دیگری رفتهاند و تجربه شما را درک نمیکنند. در هر حال، برای ساختن یک شبکه اجتماعی و گروه حمایتی غیررسمی وقت بگذارید: همگروهیها، همورودیها، دانشجویان دیگر رشتهها و هر کسی که با او ارتباط خوبی برقرار میکنید. اینها کسانی هستند که وقتی مشکلی دارید یا به حمایت عاطفی نیاز دارید، میتوانید سراغشان بروید.
مشکلات را برای خودتان نگه ندارید
هر دانشجوی دکتری در مقطعی با مشکل روبهرو میشود، پس مواجه شدن با مشکل جای شرمندگی ندارد. مشکلات حلنشده خودبهخود از بین نمیروند. اگر سراغشان نروید، شبها بیدارتان نگه میدارند و استرس و اضطراب را تا جایی بالا میبرند که پیدا کردن راه برگشت سخت میشود. وقتی احساس میکنید همهچیز از کنترلتان خارج شده، کسی را پیدا کنید که با او حرف بزنید: یک دوست، یک منتور، استاد راهنما یا مشاور مرکز مشاوره دانشگاه.
بسیاری از دانشجویان دکتری در ماههای اول احساس میکنند همه از آنها باهوشترند و پذیرفته شدنشان اشتباه بوده است. این احساس، که گاهی «سندروم ایمپاستر» نامیده میشود، بسیار رایج است و معمولاً با گذر زمان و دیدن پیشرفتهای واقعی کمرنگ میشود. حرف زدن دربارهاش با همدورهایها اغلب نشان میدهد که آنها هم همین حس را دارند.
این فشارها واقعیاند و فقط مختص شما نیستند. در گزارشی که تایمز هایر اجوکیشن از نظرسنجی جهانی Nature درباره دانشجویان دکتری منتشر کرد، تیتر خبر این بود که از هر سه دانشجوی دکتری یک نفر برای سلامت روانش کمک گرفته است. کمک گرفتن، بخشی عادی از مراقبت از خود در این مسیر است. اگر احساس میکنید با فشاری فراتر از توانتان روبهرو هستید، با یک متخصص سلامت روان صحبت کنید.
تفریح را برنامهریزی کنید
زندگی دانشجوی دکتری میتواند سخت باشد، اما نباید فقط سخت باشد. زمانی برای تفریح و استراحت در برنامه هفتگیتان بگذارید، همانقدر جدی که برای جلسه با استاد. دانشجویی که فقط کار میکند، معمولاً زودتر از دانشجویی که تعادل دارد خسته میشود.
با گروه و دانشکده ارتباط بسازید
ارتباط خوب در گروه خودبهخود اتفاق نمیافتد؛ گاهی لازم است کسی قدم اول را بردارد و آن کس میتواند شما باشید. دو ایده عملی:
یک فضای اشتراکی آنلاین راه بیندازید
اگر گروه یا دانشکدهتان هنوز فضای مشترکی برای اطلاعات عملی ندارد، پیشنهاد دهید یکی بسازید؛ یک ویکی، یک پوشه مشترک یا یک کانال گروهی. آن را با اطلاعات کاربردی پر کنید: روش سفارش مواد و تجهیزات، مراحل درخواست بودجه سفر یا کنفرانس، فهرست کنفرانسها و رویدادهای پیش رو، راهنمای کار با دستگاهها و نرمافزارها، و برنامه فعالیتهای جمعی. چنین فضایی روحیه تیمی را تقویت میکند، همکاری را مؤثرتر میکند و دانش گروه را از وابستگی به حافظه چند نفر نجات میدهد.
یک باشگاه مقالهخوانی راه بیندازید
باشگاه مقالهخوانی (ژورنال کلاب) سادهترین راه برای یادگیری جمعی است. چند نفر را جمع کنید، به نوبت یک نفر مقالهای را انتخاب و ارائه کند و بقیه دربارهاش بحث کنند. این جلسه میتواند حضوری یا آنلاین باشد و حتی همرشتهایهایی از دانشگاهها یا کشورهای دیگر را هم دربر بگیرد. هم مقالههای بیشتری میخوانید، هم ارائه دادن را تمرین میکنید و هم شبکهتان گستردهتر میشود. اگر در حوزههایی مانند GIS و سنجش از دور کار میکنید، منابع آموزشی تخصصی را میتوانید در gisland.org هم جستوجو کنید.
هفت اشتباه رایج در ماههای اول دکتری
بیشتر اشتباههای ماههای اول از سر بیدقتی نیست؛ از سر اشتیاق یا نگرانی است. شناختنشان کمک میکند زودتر متوجه شوید و مسیر را اصلاح کنید.
- شروع زودهنگام کار پژوهشی بدون جهتیابی. پریدن به اولین آزمایش یا تحلیل پیش از شناختن امکانات، آدمها و قواعد، معمولاً به دوبارهکاری میانجامد.
- منتظر ماندن برای اینکه استاد راهنما قدم اول را بردارد. بسیاری از استادان فرض میکنند اگر دانشجو سؤالی نمیپرسد، یعنی همهچیز روشن است. جلسه را شما درخواست کنید.
- نپرسیدن از ترس اینکه نادان به نظر برسید. در ماههای اول، سؤال پرسیدن انتظار میرود. سؤالی که امروز نپرسید، شش ماه بعد پرسیدنش سختتر میشود.
- مقایسه دائمی با دیگران. هر پروژه سرعت و ماهیت خودش را دارد. مقایسه پیشرفت ماه سوم خودتان با سال سوم یک همگروهی، فقط ناامیدی میآورد.
- خواندن بیپایان بدون نوشتن. خواندن لازم است، اما اگر هیچ یادداشتی از آن نماند، بخش بزرگی از آن از دست میرود. هر منبعی را با چند خط یادداشت ببندید.
- نادیده گرفتن پشتیبانگیری از داده و فایلها. از دست رفتن ماهها کار به خاطر خرابی یک لپتاپ تجربه تلخی است که با یک عادت ساده قابل پیشگیری است.
- کنار گذاشتن کامل زندگی شخصی. ماههای اول هیجانانگیزند و وسوسه میشوید همه وقتتان را به دکتری بدهید. اما این ریتم ماندگار نیست و زودتر از آنچه فکر میکنید به خستگی میرسد.
اگر شاغل هستید یا مسئولیت خانوادگی دارید
بسیاری از دانشجویان دکتری در ایران همزمان کار میکنند، متأهلاند، فرزند دارند یا مسئول مراقبت از عضوی از خانوادهاند. توصیههای این فصل برای شما هم کاربرد دارد، اما با چند تنظیم:
- زمان محدودتان را صریح اعلام کنید. در جلسه انتظارات، با استاد راهنما درباره ساعتهایی که واقعاً در دسترس هستید صادق باشید. برنامهای که بر اساس زمان واقعی شما نوشته شود، از برنامهای که بر اساس تصور ایدهآل نوشته شده، قابلاجراتر است.
- بلوکهای زمانی ثابت بسازید. به جای اینکه هر وقت فرصت شد سراغ رساله بروید، چند بازه ثابت در هفته را مخصوص کار پژوهشی کنید و از آن مثل یک قرار کاری محافظت کنید.
- دفترچه پژوهش برای شما حیاتیتر است. وقتی کار پژوهشی با فاصله انجام میشود، یادداشت «قدم بعدی» در پایان هر جلسه کاری کمک میکند دفعه بعد بدون اتلاف وقت ادامه دهید.
- از جامعه دانشگاهی جدا نشوید. حتی اگر نمیتوانید هر روز در دانشکده باشید، در جلسات گروه یا باشگاه مقالهخوانی شرکت کنید، حتی آنلاین. احساس تعلق، انگیزه را زنده نگه میدارد.
- با خودتان مهربان باشید. پیشرفت شما شاید کندتر از همدورهای تماموقت باشد، اما شما همزمان چند نقش مهم را پیش میبرید. معیار مقایسه، برنامه واقعبینانه خودتان است، نه دیگران.
نقشه ۹۰ روز اول دوره دکتری
آنچه در این فصل گفتیم، در یک نگاه:
داستان فرضی: سه ماه اول سارا
این داستان ساختگی است و برای روشنتر شدن مفاهیم این فصل نوشته شده است.
سارا روز اول دکتری با یک برنامه بلندپروازانه وارد دانشکده شد: میخواست تا پایان ماه اول، مرور منابعش را تمام کند. هفته اول را تقریباً تماموقت پشت میز گذراند و مقاله خواند. هفته دوم فهمید هنوز به پایگاههای اطلاعاتی اصلی رشتهاش دسترسی ندارد، حساب ایمیل دانشگاهیاش فعال نشده و نمیداند مهلت ثبت موضوع پروپوزال کی است.
یکی از دانشجویان سالسومی، وقتی سارا را سردرگم دید، پیشنهاد داد با هم ناهار بخورند. در همان ناهار، سارا بیش از دو هفته مطالعه، درباره دانشکده یاد گرفت: از اینکه کدام کارشناس کارها را سریعتر پیش میبرد تا اینکه استاد راهنمایش ایمیلهای کوتاه و دقیق را ترجیح میدهد. سارا برنامهاش را عوض کرد. یک هفته را صرف کارهای اداری و آشنایی کرد، یک جلسه انتظارات با استادش گذاشت و خلاصهاش را ایمیل کرد، و یک فایل ساده برای ثبت روزانه مطالعاتش ساخت.
در پایان ماه سوم، مرور منابع سارا هنوز تمام نشده بود. اما حالا یک کتابشناسی منظم با یادداشت داشت، میدانست استادش دقیقاً چه انتظاری دارد، یک باشگاه مقالهخوانی دونفره با همورودیاش راه انداخته بود و اولین ارائه کوتاهش را در جلسه گروه داده بود. مهمتر از همه، دیگر احساس تنهایی نمیکرد.
چکلیست شروع دوره دکتری
موارد انجامشده را علامت بزنید و پیشرفتتان را ببینید.
شروع خوب، نیمی از راه است
در دوره زندگی در دوران دکتری با دکتر سعید جویزاده، بعد از شروع درست، سراغ هدفگذاری، مدیریت زمان، طراحی پژوهش و مهارتهای ارتباطی میرویم.
سوالات متداول درباره شروع دوره دکتری
در ماه اول دکتری چه کارهایی باید انجام دهم؟
فضای کار و دسترسیها را آماده کنید، کارهای اداری را تمام کنید، آییننامه را بخوانید، خودتان را به آدمهای کلیدی معرفی کنید، یک جلسه انتظارات با استاد راهنما بگذارید و دفترچه پژوهش را شروع کنید.
از استاد راهنما در جلسه اول چه بپرسم؟
درباره هدفهای سال اول، فاصله و شیوه جلسات، شکل گزارشدهی، زمان معمول بازخورد روی نوشتهها، انتظارات انتشار و ساعات کاری بپرسید و بعد از جلسه خلاصه توافقها را ایمیل کنید.
دفترچه پژوهش چیست و آیا برای رشتههای غیرآزمایشگاهی هم لازم است؟
دفترچه پژوهش سابقه دقیق و تاریخدار کارها، تصمیمها، مشاهدات و ایدههای شماست. برای رشتههای غیرآزمایشگاهی هم لازم است؛ آنجا معمولاً به شکل ژورنال پژوهشی برای ثبت تصمیمهای روششناختی، نسخههای داده و کد و یادداشتهای مطالعه درمیآید.
احساس میکنم از بقیه عقبترم؛ طبیعی است؟
بله، این احساس در ماههای اول بسیار رایج است. صحبت با همدورهایها، ثبت پیشرفتهای کوچک و گرفتن کمک وقتی فشار زیاد است، معمولاً کمک میکند. اگر این احساس با اضطراب مداوم همراه است، با یک متخصص صحبت کنید.
از کی باید شروع به نوشتن کنم؟
از همین حالا. خلاصه منابع، توصیف روش و یادداشتهای تحلیل اولیه، پیشنویسهای آینده مقاله و رساله شما هستند. نوشتن منظم و کمحجم، از نوشتن فشرده در سال آخر بسیار کماسترستر است.
منبع الهام ساختار موضوعی: Gosling, P. & Noordam, B. Mastering Your PhD, Springer. متن این صفحه بازنویسی و شرح آموزشی است. برای منابع بیشتر میتوانید به innosight.org هم سر بزنید.