☎ ۰۹۱۲۰۴۳۸۸۷۴

درس‌های آموخته‌شده از دوران دکتری

رفتن به محتوای اصلی
✦ آموزش، روش تحقیق و مشاوره پژوهشی — تیم تحقیقاتی دکتر سعید جوی‌زاده مشاوره تلفنی: ۰۹۱۲۰۴۳۸۸۷۴
☎ ۰۹۱۲۰۴۳۸۸۷۴
فصل ۲۵ از ۲۵ · مرحله پایان و آینده

درس‌های آموخته‌شده از دوران دکتری؛ برنامه‌ریزی، ارتباط و آنچه با خود به آینده می‌برید

فصل پایانی دوره، مکثی است برای نگاه به عقب و جلو. شش درس اصلی دکتری، از برنامه‌ریزی و ارتباط تا تاب‌آوری، کار تیمی، تفکر علمی و رساندن کار به دیگران، را کنار هم می‌گذاریم، نشان می‌دهیم چطور به هر شغلی منتقل می‌شوند و با یک کارنامه خودارزیابی، قدم بعدی را انتخاب می‌کنیم.

✍ دکتر سعید جوی‌زاده⏱ حدود ۳۲ دقیقه مطالعه📘 بخشی از دوره زندگی در دوران دکتری

به فصل آخر رسیده‌ایم. اگر از فصل اول با ما همراه بوده‌اید، از انتخاب گروه تحقیقاتی و ماه‌های پرابهام شروع دوره گذشته‌اید، با برنامه‌ریزی، طراحی مطالعه، شکست‌ها و پایش ماهانه کلنجار رفته‌اید، با استاد راهنما، هم‌گروهی‌ها و همکاران دشوار کنار آمده‌اید، اولین ارائه و اولین کنفرانس و اولین مقاله را تجربه کرده‌اید و شاید حالا در حال نوشتن رساله، آماده شدن برای دفاع یا فکر کردن به زندگی بعد از دکتری هستید. هر جای این مسیر که باشید، این فصل فرصتی است برای یک مکث: نگاهی به عقب، و نگاهی به جلو.

در طول دوره زندگی در دوران دکتری تلاش کردیم برای موقعیت‌هایی که بیشتر دانشجویان دکتری با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند، توصیه‌هایی عملی و قابل‌استفاده ارائه کنیم؛ همان لحظه‌ای که به آن‌ها نیاز دارید. شرایط هیچ دو نفری یکسان نیست و هیچ راهنمایی نمی‌تواند همه موقعیت‌ها را پیش‌بینی کند. اما چند درس هست که تقریباً در همه فصل‌ها تکرار شد و به نظر می‌رسد ستون‌های یک دکتری موفق‌اند. در این فصل آن درس‌ها را کنار هم می‌گذاریم، نشان می‌دهیم چطور به هم وصل‌اند، و به این می‌پردازیم که چرا ارزش‌شان خیلی بیشتر از سال‌های دکتری دوام دارد.

نگاهی به مسیری که پیمودیم

این دوره را در پنج مرحله سازمان دادیم، چون دکتری هم معمولاً همین‌طور پیش می‌رود: نه یک خط مستقیم، بلکه مجموعه‌ای از مرحله‌ها که هر کدام مهارت‌ها و دغدغه‌های خودش را دارد. مرور این مرحله‌ها کمک می‌کند ببینید کجا هستید و چه چیزهایی را پشت سر گذاشته‌اید.

پنج مرحله، یک مسیر ۱ شروع درستفصل‌های ۱ تا ۳ ۲ پژوهش روزمرهفصل‌های ۴ تا ۷ ۳ انسان‌ها و ارتباطفصل‌های ۸ تا ۱۲ ۴ انتشار و دیده‌شدنفصل‌های ۱۳ تا ۱۸ ۵ پایان و آیندهفصل‌های ۱۹ تا ۲۵ دو مهارتی که در همه مرحله‌ها حضور دارند برنامه‌ریزی خوب · ارتباط خوب
مسیر دوره از شروع تا پایان؛ برنامه‌ریزی و ارتباط، رشته‌هایی‌اند که همه مرحله‌ها را به هم وصل می‌کنند.
مرحلهپرسش اصلیدرس کلیدی
۱. شروع درستکجا، با چه کسی و چطور شروع کنم؟انتخاب آگاهانه گروه و استاد، شفاف کردن انتظارات، هدف‌گذاری و مدیریت زمان از روز اول
۲. پژوهش روزمرهچطور هر روز کار خوب انجام دهم؟تفکر علمی، طراحی مطالعه خوب، پایش منظم پیشرفت و کنار آمدن با شکست
۳. انسان‌ها و ارتباطچطور با دیگران کار کنم؟منتورها و جامعه علمی، کار با هم‌گروهی‌ها، مدیریت تعارض، ارتباط مؤثر و ارائه
۴. انتشار و دیده‌شدنچطور کارم به دنیا برسد؟جست‌وجوی ادبیات، کنفرانس، همکاری از راه دور، از داده تا مقاله، جشن موفقیت و ارزیابی سالانه
۵. پایان و آیندهچطور تمام کنم و بعد چه؟شمارش معکوس سال آخر، نوشتن و دفاع رساله، و کاوش مسیرهای شغلی در دانشگاه، صنعت و بخش مأموریت‌محور

اگر نگاهی به این جدول بیندازید، شاید ببینید که برخی مرحله‌ها را با اطمینان پشت سر گذاشته‌اید و برخی را هنوز با تردید. این طبیعی است. مرحله‌ها همیشه به ترتیب پیش نمی‌روند و گاهی لازم است به یک مرحله قبلی برگردید؛ مثلاً در سال سوم دوباره درباره انتظارات‌تان با استاد راهنما گفت‌وگو کنید، یا در سال آخر دوباره به اصول هدف‌گذاری و مدیریت زمان سر بزنید.

دکتری بیش از یک رساله است

وقتی دکتری را شروع می‌کنید، همه‌چیز حول یک هدف به نظر می‌رسد: نتیجه گرفتن، مقاله دادن و نوشتن رساله. این هدف‌ها مهم‌اند؛ بدون آن‌ها مدرکی در کار نیست. اما بسیاری از کسانی که سال‌ها از دکتری‌شان گذشته، وقتی به گذشته نگاه می‌کنند، چیز دیگری را برجسته می‌بینند. محتوای دقیق رساله‌شان ممکن است کمتر در کارشان حضور داشته باشد، اما مهارت‌هایی که در طول آن ساختند، هر روز با آن‌ها هست: برنامه‌ریزی یک پروژه طولانی و مبهم، حل مسئله‌هایی که پاسخ آماده ندارند، ارتباط با آدم‌های مختلف، نوشتن روشن، دفاع از یک استدلال و برخاستن بعد از شکست.

این به معنای کم‌اهمیت بودن پژوهش شما نیست. یافته‌های شما، هر چقدر کوچک، بخشی از دانش بشری‌اند و ارزش خودشان را دارند. اما به این معناست که سال‌های دکتری را فقط با معیار «چند مقاله دادم» نسنجید. دکتری دوره‌ای از زندگی حرفه‌ای شماست که در آن مهارت‌های تازه کسب می‌کنید و ارتباط‌های حرفه‌ای و شخصی می‌سازید که ممکن است تا آخر عمر بمانند. این مهارت‌ها و ارتباط‌ها، شاید ماندگارترین دستاورد دکتری باشند.

یک تمرین ساده

دو ستون روی یک برگه بکشید. در ستون راست بنویسید «آنچه درباره موضوع پژوهشم یاد گرفتم» و در ستون چپ «آنچه درباره کار کردن، فکر کردن و آدم‌ها یاد گرفتم». احتمالاً ستون چپ را با شگفتی پر خواهید کرد. این ستون همان چیزی است که با خودتان به هر شغلی می‌برید.

درس اول: برنامه‌ریزی ضروری است

پژوهشگران ذاتاً شکاک‌اند و بسیاری از آن‌ها می‌گویند علم را نمی‌شود برنامه‌ریزی کرد. از یک جهت حق با آن‌هاست: نمی‌توانید نتیجه یک آزمایش را برنامه‌ریزی کنید، نمی‌توانید پیش‌بینی کنید داور مجله چه خواهد گفت، و نمی‌توانید تضمین کنید که ایده‌ای که امروز درخشان به نظر می‌رسد، فردا کار کند. به همین دلیل، برخی دانشجویان به این نتیجه می‌رسند که تلاش برای برنامه‌ریزی بیهوده است.

اما این نتیجه‌گیری اشتباه است. شما نتیجه را برنامه‌ریزی نمی‌کنید؛ کار را برنامه‌ریزی می‌کنید. برنامه‌ریزی خوب، شانس شما را برای استفاده بهینه از زمان بالا می‌برد، حتی در دنیایی پر از عدم قطعیت. در واقع، هرچه عدم قطعیت بیشتر باشد، برنامه‌ریزی ارزشمندتر است، چون به شما کمک می‌کند وقتی چیزی خراب شد، سریع‌تر مسیر را عوض کنید.

کارهای حاشیه‌ای، که حاشیه‌ای نیستند

در دوران دکتری، انبوهی از فعالیت‌ها وقت شما را از کار اصلی پژوهش می‌گیرند: شرکت در کنفرانس، بحث درباره کار، آماده کردن ارائه، خواندن ادبیات، جست‌وجوی اینترنتی، ایمیل، جلسه، کارهای اداری، تدریس و دستیاری. بسیاری از این فعالیت‌ها ضروری‌اند. مشکل این است که اگر حواس‌تان نباشد، بدون اینکه بفهمید، کل هفته‌تان را می‌بلعند.

گاهی کمک می‌کند یک قدم عقب بروید و با نگاهی تازه به هفته‌تان نگاه کنید. اگر صادقانه بسنجید که هر فعالیت چقدر به پیشرفت واقعی‌تان کمک کرده، احتمالاً به همان الگوی آشنا می‌رسید که به «قاعده ۸۰/۲۰» معروف است: بخش کوچکی از فعالیت‌ها، بخش بزرگی از نتیجه را می‌سازد. این قاعده یک قانون دقیق علمی نیست، بلکه یادآوری مفیدی است که همه کارها به یک اندازه ارزش ندارند.

برنامه‌ریز خردمند، جلوتر از مشکل‌ها حرکت می‌کند

  • از اشتباه‌های گذشته یاد بگیرید. کدام کارها همیشه بیشتر از برآوردتان طول کشید؟ دفعه بعد آن را در برنامه لحاظ کنید.
  • موانع احتمالی را از پیش شناسایی کنید. دستگاهی که ممکن است خراب شود، داده‌ای که ممکن است دیر برسد، همکاری که ممکن است در دسترس نباشد. برای هر کدام یک برنامه جایگزین داشته باشید.
  • کارها را کوچک کنید. «نوشتن فصل سوم» کاری نیست که بشود شروعش کرد؛ «نوشتن پاراگراف اول بخش روش‌ها» هست.
  • اولویت بگذارید. لازم نیست همه کارها را انجام دهید. کارهایی را انتخاب کنید که بیشترین اثر را بر پیشرفت‌تان دارند و بقیه را کم کنید، واگذار کنید یا کنار بگذارید.
  • از ابزارها استفاده کنید. تقویم، فهرست کار، برنامه هفتگی و پایش ماهانه، ابزارهای ساده‌ای‌اند که تفاوت بزرگی می‌سازند. جزئیات این ابزارها را در فصل پایش ماه‌به‌ماه پیشرفت دیدیم.
  • برای روزهای غیرعادی هم برنامه داشته باشید. وقتی به دلیل بیماری یا شرایط شخصی نمی‌توانید به آزمایشگاه یا دانشکده بروید، کارهایی مثل مطالعه، تحلیل داده یا نوشتن را می‌شود از راه دور انجام داد.
  • استراحت را برنامه‌ریزی کنید. استراحت، اتلاف وقت نیست؛ بخشی از کار است. ذهن خسته، تصمیم‌های بد می‌گیرد و خلاقیتش کم می‌شود.

درس دوم: ارتباط، هماهنگی می‌سازد

شاید فقط نام شما روی جلد رساله چاپ شود، اما دکتری را هیچ‌کس به‌تنهایی تمام نمی‌کند. شما بخشی از یک تیم هستید، حتی اگر همه اعضای آن همیشه دیده نشوند: از استاد راهنما و استاد مشاور تا هم‌گروهی‌ها، کارشناس آزمایشگاه، کتابدار، کارمند آموزش، دانشجویان کارشناسی که به آن‌ها کمک کرده‌اید، همکاران در دانشگاه‌های دیگر، و البته خانواده و دوستانی که در روزهای سخت کنارتان بودند. همه به نوعی در پژوهش شما سهیم‌اند.

ارتباط خوب، چسبی است که این تیم را کنار هم نگه می‌دارد. بسیاری از سوءتفاهم‌ها، دلخوری‌ها و تعارض‌هایی که در فصل‌های مختلف این دوره دیدیم، از نبود یا کمبود ارتباط شروع شدند: انتظاری که گفته نشد، مشکلی که پنهان ماند، پرسشی که از ترس قضاوت پرسیده نشد. اولین قدم برای حل هر مشکل میان‌فردی، برقراری ارتباط است.

چند اصل که در همه فصل‌ها تکرار شد

  • خبرهای خوب را به اشتراک بگذارید. موفقیت‌هایتان را با دیگران قسمت کنید؛ هم خودتان انرژی می‌گیرید، هم تیم.
  • زود کمک بخواهید. اگر پیشرفت‌تان کمتر از انتظار است، صبر نکنید تا مشکل بزرگ شود. کمک خواستن نشانه ضعف نیست؛ نشانه حرفه‌ای بودن است.
  • بگویید «نمی‌دانم». اگر پاسخ را نمی‌دانید، بپذیرید و بپرسید. هیچ‌کس از دانشجوی دکتری انتظار ندارد همه‌چیز را بداند.
  • گوش کنید، واقعاً. گوش دادن فعال، یعنی تمرکز کامل بر گوینده، پرسیدن برای فهمیدن و بازگو کردن آنچه شنیده‌اید، یکی از ارزشمندترین مهارت‌هایی است که می‌توانید داشته باشید؛ در جلسه گروه، در مصاحبه شغلی و در زندگی.
  • انتظارات را روشن کنید. انتظارات خودتان و دیگران را صریح بگویید و بپرسید. بیشتر تعارض‌ها از انتظارات ناگفته آغاز می‌شوند.
  • پیشرفت‌تان را منظم گزارش دهید. وقتی کار زیاد است، صحبت کردن، و به‌خصوص گوش دادن، ممکن است اتلاف وقت به نظر برسد. اما دیگران ممکن است پیشنهادهایی داشته باشند که کارتان را سریع‌تر یا عمیق‌تر کند.

جزئیات این اصول را در فصل هنر ارتباط مؤثر مرور کردیم. اگر فقط یک فصل از این دوره را بخواهید دوباره بخوانید، شاید همین فصل باشد؛ چون ارتباط خوب، مهارتی است که با هر شغل و هر نقشی همراه‌تان می‌ماند.

برنامه‌ریزی و ارتباط، دو روی یک سکه

برنامه‌ای که با دیگران در میان گذاشته نشود، کمتر اجرا می‌شود؛ و ارتباطی که پشتش برنامه‌ای نباشد، به گفت‌وگوی بی‌نتیجه تبدیل می‌شود. وقتی برنامه‌تان را با استاد و تیم در میان می‌گذارید، هم برنامه دقیق‌تر می‌شود و هم دیگران می‌دانند چطور کمک کنند. اگر از این دوره فقط دو چیز با خودتان ببرید، بگذارید این دو باشند.

درس سوم: شکست بخشی از علم است

پژوهش در سطح دکتری، کار سخت، فداکاری و توانایی برخاستن سریع بعد از ناکامی را می‌طلبد. آزمایش‌هایی که جواب نمی‌دهند، فرضیه‌هایی که رد می‌شوند، مقاله‌هایی که پس فرستاده می‌شوند، درخواست‌هایی که بی‌پاسخ می‌مانند و ماه‌هایی که به نظر می‌رسد هیچ پیشرفتی نکرده‌اید، بخش جدانشدنی این مسیرند. اگر چنین تجربه‌هایی داشته‌اید، تنها نیستید؛ تقریباً هر کسی که دکتری گرفته، چنین روزهایی را از سر گذرانده است.

تفاوت میان کسانی که دکتری را تمام می‌کنند و کسانی که در میانه راه از پا درمی‌آیند، معمولاً در نبودِ شکست نیست؛ در شیوه برخورد با آن است. چند نگرش که در فصل کنار آمدن با شکست‌ها به آن پرداختیم و حالا می‌شود از دور بهتر دیدشان:

  • شکست یک آزمایش، شکست شما نیست. نتیجه منفی، اطلاعات است. بسیاری از کشف‌ها از دل نتیجه‌های غیرمنتظره بیرون آمده‌اند.
  • شکست را تحلیل کنید، نه سرزنش. بپرسید چه اتفاقی افتاد، چه چیزی در کنترل شما بود و دفعه بعد چه می‌کنید. این پرسش‌ها شکست را به یادگیری تبدیل می‌کنند.
  • با دیگران حرف بزنید. شکست در تنهایی سنگین‌تر است. هم‌گروهی‌ها و منتورها اغلب تجربه‌های مشابهی دارند و شنیدنشان آرامش‌بخش است.
  • پیشرفت‌های کوچک را ببینید. وقتی هدف بزرگ دور به نظر می‌رسد، ثبت کارهای کوچکی که انجام داده‌اید، یادآوری می‌کند که در حرکتید.
  • بدانید کی باید مسیر را عوض کرد. پشتکار ارزشمند است، اما لجاجت روی مسیری که بارها شکست خورده، نه. گاهی تغییر جهت، هوشمندانه‌ترین تصمیم است.

تاب‌آوری‌ای که در این سال‌ها ساخته‌اید، شاید یکی از ارزشمندترین دستاوردهای‌تان باشد. در هر شغلی، روزهایی خواهد آمد که پروژه‌ای شکست می‌خورد یا برنامه‌ای به نتیجه نمی‌رسد. شما حالا می‌دانید که می‌شود از آن روزها گذشت.

درس چهارم: دکتری کار تیمی است

در مرحله سوم دوره، بیشترین وقت را صرف آدم‌ها کردیم: استاد راهنما، منتورها، هم‌گروهی‌ها، همکاران دشوار و جامعه علمی. شاید در شروع دوره، این‌ها به نظر موضوع‌های فرعی می‌رسیدند؛ مگر دکتری درباره علم نیست؟ اما تجربه بسیاری از دانشجویان نشان می‌دهد که کیفیت رابطه‌ها، به همان اندازه کیفیت ایده‌ها، در موفقیت و رضایت از دکتری نقش دارد.

🧭

منتورها

کسانی که چند قدم جلوترند و می‌توانند راه را نشان دهند. یکی نیست؛ برای جنبه‌های مختلف زندگی حرفه‌ای، منتورهای مختلف داشته باشید.

🤝

هم‌گروهی‌ها

همراهان روزمره، که هم رقیب‌اند و هم پشتیبان. رابطه خوب با آن‌ها، هر روز کار را سبک‌تر می‌کند.

🌐

جامعه علمی

شبکه‌ای فراتر از گروه خودتان، که در کنفرانس‌ها، همکاری‌ها و گفت‌وگوها شکل می‌گیرد و سال‌ها همراه‌تان می‌ماند.

نکته‌ای که در فصل منتورها، رهبری و جامعه علمی بر آن تأکید کردیم، اینجا هم صادق است: شبکه حرفه‌ای را نباید فقط زمانی ساخت که به آن نیاز دارید. رابطه‌هایی که در طول دکتری با سخاوت، کمک متقابل و صداقت ساخته‌اید، بعد از دکتری به فرصت‌های شغلی، همکاری‌ها و دوستی‌هایی تبدیل می‌شوند که پیش‌بینی‌شان ممکن نبود. پیش از رفتن از دانشکده، از کسانی که کمک‌تان کردند، صادقانه تشکر کنید و راه ارتباط را باز نگه دارید.

اگر رابطه‌تان با برخی آدم‌ها در این سال‌ها دشوار بوده، این هم بخشی از یادگیری است. کنار آمدن با همکار دشوار، مدیریت تعارض و حفظ حرفه‌ای‌گری در موقعیت‌های ناخوشایند، مهارت‌هایی‌اند که در هر محیط کاری به آن‌ها نیاز خواهید داشت.

درس پنجم: مثل یک دانشمند فکر کنید، در همه‌چیز

در مرحله دوم دوره دیدیم که تفکر علمی فقط مجموعه‌ای از روش‌ها نیست؛ نوعی نگاه به جهان است: پرسیدن پرسش‌های دقیق، جدا کردن شواهد از گمان، آگاهی از سوگیری‌های خود، طراحی آزمونی که بتواند ایده‌تان را رد کند، و پذیرفتن اینکه ممکن است اشتباه کرده باشید. این نگاه را در فصل مثل یک دانشمند فکر کنید باز کردیم.

آنچه کمتر به آن توجه می‌شود، این است که این نگاه را می‌شود به همه جنبه‌های زندگی برد، از جمله به خود دکتری. وقتی برنامه کاری‌تان جواب نمی‌دهد، می‌توانید مثل یک آزمایش با آن برخورد کنید: فرضیه‌ای درباره علت بسازید، یک تغییر کوچک بدهید، نتیجه را ببینید و دوباره تنظیم کنید. وقتی درباره مسیر شغلی تصمیم می‌گیرید، می‌توانید به جای حدس، داده جمع کنید: با آدم‌ها حرف بزنید، تجربه کوچک کسب کنید و بعد قضاوت کنید. و وقتی کسی در اطراف‌تان ادعایی می‌کند، می‌توانید با کنجکاوی و احترام بپرسید «از کجا می‌دانیم؟»

چرخه یادگیری، در پژوهش و در زندگی

طرح پرسش ← فرضیه ← آزمون کوچک ← مشاهده نتیجه ← بازنگری. این همان چرخه‌ای است که در آزمایشگاه یا میدان پژوهش به کار بردید. بعد از دکتری، آن را در کار، روابط و تصمیم‌های شخصی به کار ببرید. کسانی که این چرخه را درونی کرده‌اند، در هر محیطی یاد می‌گیرند و بهتر می‌شوند.

درس ششم: کاری که دیده نشود، کامل نشده است

در مرحله چهارم دوره، به این پرداختیم که پژوهش تا وقتی به دیگران نرسد، کامل نیست. داده‌ای که در رایانه شما بماند، به دانش بشری اضافه نمی‌شود. از جست‌وجوی ادبیات و ارائه در کنفرانس گرفته تا تبدیل داده به مقاله و همکاری با پژوهشگران دیگر، همه برای این بود که کار شما دیده شود، نقد شود و بر کار دیگران اثر بگذارد.

این درس به این معنا نیست که باید خودتان را تبلیغ کنید یا دنبال دیده شدن به هر قیمتی باشید. به این معناست که کار خوب، اگر روشن نوشته و ارائه شود، شانس بیشتری برای اثرگذاری دارد. نوشتن مقاله، همان‌طور که در فصل از داده تا مقاله دیدیم، بخشی از پژوهش است، نه کاری که بعد از پژوهش انجام می‌شود. و همین اصل برای هر کاری بعد از دکتری صادق است: گزارشی که کسی نخواند، تحلیلی که به تصمیم‌گیر نرسد و ایده‌ای که گفته نشود، اثری ندارد.

  • از ابتدا بپرسید: مخاطب این کار کیست و چه چیزی باید از آن بفهمد؟
  • کار را در قالب‌های مختلف بگویید: مقاله برای متخصصان، ارائه برای همایش، خلاصه برای غیرمتخصصان.
  • داده‌ها و روش‌ها را تا جایی که اخلاق پژوهش و قواعد گروه اجازه می‌دهد، شفاف کنید تا دیگران بتوانند بر کارتان بنا کنند.
  • بازخورد را بخواهید و آن را هدیه بدانید، حتی وقتی تند است.

از درس‌های دکتری تا هر شغلی

یکی از دلگرم‌کننده‌ترین واقعیت‌های دکتری این است که راهبردهایی که برای تسلط بر آن یاد گرفته‌اید، در هر شغلی که داشته باشید، به کار می‌آیند؛ چه در دانشگاه بمانید، چه به صنعت بروید، چه در یک سازمان مأموریت‌محور کار کنید و چه کسب‌وکار خودتان را راه بیندازید. جدول زیر نشان می‌دهد هر درس چطور به دنیای بعد از دکتری منتقل می‌شود.

درس دکتریچطور آن را تمرین کردیدکاربرد بعد از دکتری
برنامه‌ریزیمدیریت پروژه‌ای چندساله با عدم قطعیت زیادمدیریت پروژه، تعیین اولویت، برآورد واقع‌بینانه زمان
ارتباطجلسه با استاد، ارائه، نوشتن مقاله، کار در گروهکار تیمی، مذاکره، ارائه به مدیران و مشتریان
تاب‌آوریکنار آمدن با آزمایش‌های ناموفق و داوری‌های سختادامه دادن در پروژه‌های دشوار، مدیریت استرس
تفکر علمیطراحی مطالعه، تحلیل داده، نقد ادبیاتتصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد، حل مسئله، ارزیابی ادعاها
کار با آدم‌هارابطه با استاد، هم‌گروهی‌ها و همکارانرهبری، مدیریت تعارض، منتوری کردن دیگران
انتشار و اثرگذاریمقاله، کنفرانس، همکاری بین‌المللینوشتن گزارش، ارتباط با ذی‌نفعان، ساختن اعتبار حرفه‌ای
یادگیری مستقلیاد گرفتن روش‌ها و ابزارهای تازه بدون کلاسسازگاری با فناوری‌ها و نقش‌های جدید در طول زندگی

وقتی برای شغلی درخواست می‌دهید یا در مصاحبه‌ای شرکت می‌کنید، از این جدول استفاده کنید. به جای اینکه فقط بگویید «دکتری دارم»، بگویید این درس‌ها را چطور و در چه موقعیت مشخصی یاد گرفته‌اید. مسیرهای شغلی مختلف را در فصل بعد از دکتری چه؟ و دو فصل بعد از آن مرور کردیم.

ابزار تعاملی: کارنامه درس‌های دکتری من

به هر یک از شش درس اصلی این دوره، بر اساس وضعیت فعلی خودتان، از ۱ (هنوز جای کار زیادی دارد) تا ۵ (به آن مسلطم) امتیاز دهید. ابزار نقطه قوت و درسی را که بیشترین ارزش تمرین دارد نشان می‌دهد و فصلی را برای مرور پیشنهاد می‌کند. این یک خودارزیابی است و فقط در مرورگر شما محاسبه می‌شود؛ هدفش قضاوت نیست، بلکه کمک به انتخاب قدم بعدی است.

اگر می‌خواهید پیشرفت‌تان را ببینید، نتیجه را یادداشت کنید و چند ماه بعد دوباره همین ارزیابی را انجام دهید. مهارت‌ها ثابت نیستند؛ با تمرین آگاهانه رشد می‌کنند.

مراقبت از خود: ماراتن، نه دوی سرعت

دکتری سال‌ها طول می‌کشد. کسی که یک ماراتن را با سرعت دوی صد متر شروع کند، به خط پایان نمی‌رسد. یکی از درس‌هایی که شاید در طول دوره به‌تدریج و گاهی به سختی یاد گرفته‌اید، این است که مراقبت از جسم و ذهن، تجمل نیست؛ شرط ادامه دادن است.

  • خواب، حرکت و تغذیه: سه پایه‌ای که در روزهای پرفشار اول از همه فدا می‌شوند و نبودشان، اول از همه کیفیت کار را پایین می‌آورد.
  • مرز میان کار و زندگی: دکتری می‌تواند همه وقت شما را بگیرد، اگر اجازه دهید. ساعت پایان کار، روزهای تعطیل و فعالیت‌هایی که هیچ ربطی به پژوهش ندارند، از شما پژوهشگر بهتری می‌سازند، نه بدتر.
  • رابطه‌های بیرون از دانشگاه: خانواده و دوستانی که شما را فقط به عنوان «دانشجوی دکتری» نمی‌شناسند، یادتان می‌آورند که هویت‌تان بزرگ‌تر از پژوهش‌تان است.
  • کمک گرفتن به‌موقع: اضطراب، افسردگی و فرسودگی در میان دانشجویان دکتری ناشناخته نیستند. اگر احساس می‌کنید بار سنگین شده، با یک متخصص سلامت روان یا مرکز مشاوره دانشگاه صحبت کنید. این کار نشانه ضعف نیست؛ مراقبتی حرفه‌ای از مهم‌ترین ابزار کارتان، یعنی ذهن خودتان است.
  • مهربانی با خود: با خودتان همان‌طور حرف بزنید که با یک دوست خوب در همین موقعیت حرف می‌زدید. منتقد درونی سخت‌گیر، معمولاً پیشرفت را کندتر می‌کند، نه سریع‌تر.

این اصول بعد از دکتری هم کنار گذاشته نمی‌شوند. شغل‌های بعدی هم فشار، مهلت و ناکامی خودشان را دارند. عادت‌های سالمی که حالا می‌سازید، سرمایه‌ای برای سال‌های پیش روست.

لذت، شوخ‌طبعی و جشن گرفتن

گاهی دکتری چنان پر از کار به نظر می‌رسد که جایی برای لذت نمی‌ماند. اما در کنار همه سختی‌ها، درگیر شدن با یک پروژه علمی چالش‌برانگیز و به سرانجام رساندن آن، جنبه‌های مثبت بسیاری دارد که نباید فراموششان کرد. لحظه‌ای را به یاد بیاورید که برای اولین بار داده‌ای دیدید که هیچ‌کس پیش از شما ندیده بود، یا وقتی بعد از هفته‌ها کلنجار، بالاخره کدی اجرا شد یا آزمایشی جواب داد. این لحظه‌ها، که فقط پژوهشگران تجربه‌شان می‌کنند، بخشی از پاداش واقعی این مسیرند.

کار در یک محیط پژوهشی، شغل است، اما شغلی خاص؛ برخی آن را بیشتر یک «رسالت» می‌دانند. شما در میان آدم‌هایی جوان، سخت‌کوش و پرانگیزه کار می‌کنید و فرصت‌های زیادی برای خوش گذراندن کنار هم وجود دارد. همه در این مسیر با هم هستید، پس از وارد کردن کمی سبکی و شوخ‌طبعی به جدیت کار روزانه نترسید. ناهار گروهی، جشن کوچک برای پذیرش مقاله یک هم‌گروهی، یا شوخی‌های درونی آزمایشگاه، چیزهای کوچکی‌اند که روزهای سخت را قابل‌تحمل و روزهای خوب را به‌یادماندنی می‌کنند.

در فصل جشن گرفتن موفقیت‌ها گفتیم که جشن گرفتن، کاری بیهوده یا خودنمایانه نیست؛ راهی است برای به رسمیت شناختن تلاش، تقویت انگیزه و قدردانی از کسانی که کمک کردند. حالا که به پایان دوره رسیده‌اید، یا نزدیک آن هستید، این را جدی بگیرید: هر مرحله‌ای که پشت سر گذاشته‌اید، ارزش یک جشن، هرچند کوچک، را دارد.

فهرست لحظه‌های خوب

پنج لحظه از دوران دکتری‌تان را بنویسید که در آن احساس شادی، افتخار یا شگفتی کردید. این فهرست را نگه دارید. در روزهای سخت آینده، در هر شغلی که باشید، یادآوری می‌کند که چرا این مسیر را انتخاب کردید و چه چیزهایی را از سر گذرانده‌اید.

از یادگیرنده به یاددهنده

یک ایده قدیمی و رایج درباره یادگیری می‌گوید خرد پله‌پله ساخته می‌شود: اول سکوت، بعد گوش دادن، بعد به خاطر سپردن، بعد تمرین کردن، و در نهایت آموختن به دیگران. شاید جالب باشد که دکتری تقریباً همین مسیر را طی می‌کند. در ماه‌های اول، بیشتر ساکت‌اید و گوش می‌دهید؛ بعد می‌خوانید و به خاطر می‌سپارید؛ بعد تمرین می‌کنید، آزمایش می‌کنید و اشتباه می‌کنید؛ و در سال‌های آخر، بی‌آنکه متوجه باشید، به کسی تبدیل می‌شوید که دانشجویان تازه‌وارد از او سؤال می‌پرسند.

آموختن به دیگران، آخرین و شاید عمیق‌ترین مرحله یادگیری است. وقتی چیزی را برای کسی توضیح می‌دهید، شکاف‌های فهم خودتان را هم کشف می‌کنید. و وقتی به دانشجوی تازه‌واردی کمک می‌کنید از اشتباه‌هایی که خودتان کردید پرهیز کند، بخشی از آنچه از منتورهایتان گرفتید را به جامعه علمی برمی‌گردانید.

  • منتور یک تازه‌وارد شوید. حتی گفت‌وگویی یک‌ساعته با دانشجوی سال اول درباره آنچه کاش در شروع می‌دانستید، می‌تواند مسیرش را عوض کند.
  • دانش ضمنی را مکتوب کنید. روش‌های آزمایشگاه، نکته‌های کار با دستگاه‌ها، اسکریپت‌های تحلیل و تجربه‌هایی که فقط در ذهن شماست، پیش از رفتن، برای گروه بنویسید و مستند کنید.
  • تجربه‌تان را به اشتراک بگذارید. در جلسه‌های گروه، کارگاه‌های دانشجویی یا نوشته‌های کوتاه، آنچه یاد گرفته‌اید را با دیگران قسمت کنید.
  • سخاوت داشته باشید. زمانی را به یاد بیاورید که کسی بی‌چشم‌داشت وقتش را به شما داد. حالا نوبت شماست.

قدم‌های بعدی: نامه‌ای به خودِ آینده

پایان دکتری، پایان یادگیری نیست. اگر چیزی در این سال‌ها روشن شده باشد، این است که پژوهشگر خوب کسی است که همیشه در حال یادگیری است. پیش از اینکه این دوره را ببندید، چند قدم کوچک می‌تواند کمک کند آنچه یاد گرفته‌اید، ماندگار شود.

نامه‌ای به خودِ پنج سال بعد

یک نامه کوتاه به خودتان بنویسید که پنج سال دیگر آن را بخوانید. در آن بنویسید:

  1. سه درس مهمی که در دکتری یاد گرفتید.
  2. سه آدمی که بیشترین تأثیر را بر این مسیر داشتند و چرا.
  3. یک اشتباه که امیدوارید هرگز تکرارش نکنید.
  4. ارزش‌هایی که می‌خواهید در کارتان، هر کاری که باشد، حفظ کنید.
  5. آرزویی که برای خودِ پنج سال بعدتان دارید.

این نامه را جایی نگه دارید که فراموشش نکنید. خواندنش در آینده، شاید یکی از شیرین‌ترین لحظه‌های زندگی حرفه‌ای‌تان باشد.

برنامه نود روز اول بعد از دکتری

اگر دکتری را تمام کرده‌اید یا نزدیک پایان آن هستید، برای سه ماه اول بعد از آن یک برنامه ساده داشته باشید. همان اصول برنامه‌ریزی دوره را به کار ببرید: چه هدف‌هایی دارید؟ چه کارهای کوچکی شما را به آن‌ها نزدیک می‌کند؟ با چه کسانی باید حرف بزنید؟ و البته، برای استراحت و جشن گرفتن هم وقت بگذارید. بسیاری از دانش‌آموختگان بلافاصله بعد از دفاع، بدون فاصله، وارد کار بعدی می‌شوند و بعدها حسرت می‌خورند که فرصتی برای نفس کشیدن و فکر کردن به خودشان ندادند.

اگر در انتخاب مسیر بعدی یا در گذار از نقش دانشجو به نقش حرفه‌ای احساس سردرگمی می‌کنید، گفت‌وگو با یک منتور باتجربه یا مربی حرفه‌ای می‌تواند کمک کند؛ برای آشنایی با مربی‌گری حرفه‌ای، می‌توانید به ایران کوچینگ سر بزنید. اما مهم‌تر از هر منبع بیرونی، این است که به خودتان اعتماد کنید: شما مسیری طولانی و دشوار را پشت سر گذاشته‌اید و ابزارهای لازم برای مسیر بعدی را هم دارید.

داستان فرضی: روز آخر در آزمایشگاه

این داستان ساختگی است و برای روشن‌تر شدن مفاهیم این فصل نوشته شده است.

آرش دو هفته بعد از دفاع، برای آخرین بار به آزمایشگاه آمد تا میزش را خالی کند. قرار بود ماه بعد کار تازه‌اش را در یک شرکت فناوری شروع کند. در کشوی میز، دفترچه‌ای پیدا کرد که در ماه اول دکتری نوشته بود. صفحه اولش فهرستی بود با عنوان «برنامه سه‌ساله»: سه مقاله در سال دوم، دفاع در پایان سال سوم، و جمله‌ای با خط درشت: «از هیچ‌کس کمک نمی‌گیرم؛ خودم از پسش برمی‌آیم.»

آرش خندید. دکتری‌اش به جای سه سال، پنج سال طول کشیده بود. سال دوم، تقریباً همه آزمایش‌هایش به نتیجه نرسید و مدتی به ترک دکتری فکر کرد. آنچه نجاتش داد، دقیقاً همان چیزی بود که در صفحه اول دفترچه رد کرده بود: کمک گرفتن. یک هم‌گروهی سال‌بالایی، که در آن روزها با او قهوه می‌خورد، پیشنهاد کرد هر ماه یک گزارش یک‌صفحه‌ای برای استادش بنویسد. همین گزارش‌ها باعث شد استاد زودتر متوجه شود مشکل از طراحی آزمایش است، نه از تلاش آرش. با کمک یک پژوهشگر از دانشگاه دیگر، که در یک کنفرانس با او آشنا شده بود، روش را عوض کردند و سال سوم، اولین نتیجه واقعی آمد.

پیش از رفتن، آرش دو کار کرد. اول، همه نکته‌هایی را که درباره کار با دستگاه اصلی آزمایشگاه یاد گرفته بود، در یک سند ده‌صفحه‌ای نوشت و برای گروه گذاشت؛ چیزهایی که هیچ دستورالعملی نداشت و او با هزینه ماه‌ها آزمون و خطا یاد گرفته بود. دوم، با دانشجوی سال اولی که قرار بود پروژه‌اش را ادامه دهد، یک ساعت نشست و به جای حرف زدن درباره دستگاه، درباره چیزهای دیگری حرف زد: اینکه انتظاراتش را از اول با استاد روشن کند، شکست‌ها را شخصی نکند، هر ماه پیشرفتش را بنویسد، و از کمک خواستن خجالت نکشد.

وقتی از در آزمایشگاه بیرون می‌رفت، دفترچه قدیمی را با خودش برد. زیر جمله «از هیچ‌کس کمک نمی‌گیرم» با خودکار نوشت: «اشتباه بود. هیچ‌کس دکتری را تنها تمام نمی‌کند.» و فکر کرد شاید این مهم‌ترین چیزی بود که در این پنج سال یاد گرفته بود؛ مهم‌تر از هر نموداری که در رساله‌اش آمده بود.

جمع‌بندی: آنچه با خود می‌برید

دوره زندگی در دوران دکتری را از انتخاب گروه تحقیقاتی شروع کردیم و با کاوش مسیرهای بعد از دکتری به پایان رساندیم. در این مسیر پنج‌مرحله‌ای، چند درس بارها تکرار شد. برنامه‌ریزی ضروری است: نتیجه را نمی‌شود برنامه‌ریزی کرد، اما کار را می‌شود، و برنامه‌ریزی خوب یعنی اولویت گذاشتن، پیش‌بینی موانع، کوچک کردن کارها و جا گذاشتن برای استراحت. ارتباط، هماهنگی می‌سازد: شما بخشی از یک تیم‌اید، پس خبرهای خوب را به اشتراک بگذارید، زود کمک بخواهید، بگویید «نمی‌دانم»، واقعاً گوش کنید و انتظارات را روشن کنید. شکست بخشی از علم است و تاب‌آوری‌ای که ساخته‌اید، سرمایه‌ای ماندگار است. دکتری کار تیمی است و رابطه‌هایی که ساخته‌اید، شاید ماندگارترین دستاوردتان باشند. تفکر علمی را می‌شود به همه زندگی برد، و کاری که دیده نشود، کامل نشده است. همه این درس‌ها به هر شغلی منتقل می‌شوند. از خودتان مراقبت کنید، از لحظه‌های خوب لذت ببرید و موفقیت‌ها را جشن بگیرید، و آنچه آموخته‌اید را به نفرات بعدی منتقل کنید. دکتری خیلی بیشتر از گرفتن نتیجه و نوشتن رساله است؛ به خودتان فرصت دهید بر مهارت‌هایش مسلط شوید و در این مسیر، از آن لذت هم ببرید.

چک‌لیست پایان دوره

دکتری تمام می‌شود، اما درس‌هایش همراه شما می‌مانند

این فصل بخشی از دوره زندگی در دوران دکتری با دکتر سعید جوی‌زاده است؛ ۲۵ فصل از انتخاب گروه تا دفاع و بعد از آن.

سوالات متداول درباره درس‌های دوران دکتری

مهم‌ترین درس‌های دوران دکتری چیست؟

دو درسی که در تقریباً همه مرحله‌ها تکرار می‌شوند، برنامه‌ریزی خوب و ارتباط خوب‌اند. در کنار آن‌ها، تاب‌آوری در برابر شکست، کار تیمی و شبکه‌سازی، تفکر علمی و رساندن کار به دیگران، ستون‌های یک دکتری موفق‌اند.

وقتی نتیجه پژوهش قابل پیش‌بینی نیست، برنامه‌ریزی چه فایده‌ای دارد؟

شما نتیجه را برنامه‌ریزی نمی‌کنید، بلکه کار را. برنامه‌ریزی کمک می‌کند اولویت بگذارید، موانع را پیش‌بینی کنید، برنامه جایگزین داشته باشید و وقتی چیزی خراب شد، سریع‌تر مسیر را عوض کنید.

مهارت‌های دکتری چطور در شغل‌های غیردانشگاهی به کار می‌آیند؟

مدیریت پروژه‌های طولانی و مبهم، حل مسئله، تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد، نوشتن روشن، ارائه، کار تیمی و تاب‌آوری، در صنعت، سازمان‌های مأموریت‌محور، نهادهای عمومی و کارآفرینی همان‌قدر ارزشمندند که در دانشگاه.

بعد از دفاع، بلافاصله کار بعدی را شروع کنم یا مدتی استراحت کنم؟

اگر شرایط مالی و شغلی اجازه می‌دهد، فاصله‌ای کوتاه برای استراحت، جشن گرفتن و فکر کردن به مسیر بعدی بسیار ارزشمند است. در هر حال، برای سه ماه اول بعد از دکتری یک برنامه ساده با هدف‌ها، گفت‌وگوها و زمان استراحت داشته باشید.

چطور می‌توانم آنچه در دکتری یاد گرفتم را به دیگران منتقل کنم؟

منتور یک دانشجوی تازه‌وارد شوید، دانش ضمنی آزمایشگاه یا پروژه را مستند کنید، تجربه‌هایتان را در جلسه‌های گروه و کارگاه‌ها به اشتراک بگذارید و با سخاوت وقت بگذارید؛ همان‌طور که روزی کسی برای شما وقت گذاشت.

منبع الهام ساختار موضوعی: Gosling, P. & Noordam, B. Mastering Your PhD, Springer. متن این صفحه بازنویسی و شرح آموزشی است.

☎
پرامپت کپی شد ✓