☎ ۰۹۱۲۰۴۳۸۸۷۴

منتور، رهبری و جامعه علمی در دوره دکتری

رفتن به محتوای اصلی
✦ آموزش، روش تحقیق و مشاوره پژوهشی — تیم تحقیقاتی دکتر سعید جوی‌زاده مشاوره تلفنی: ۰۹۱۲۰۴۳۸۸۷۴
☎ ۰۹۱۲۰۴۳۸۸۷۴
فصل ۸ از ۲۵ · مرحله انسان‌ها و ارتباط

منتور، رهبری و جامعه علمی در دوره دکتری؛ چطور منتور پیدا کنیم و منتور شویم

یک راهنمای دلسوز و باتجربه می‌تواند تفاوت میان پرسه زدن در مه و برداشتن گام‌های هدفمند را رقم بزند. این فصل نشان می‌دهد منتورشیپ چیست، چطور شبکه‌ای از منتورها بسازیم، اگر منتوری پیدا نشد چه کنیم و چطور خودمان به رهبر و منتور دیگران تبدیل شویم.

✍ دکتر سعید جوی‌زاده⏱ حدود ۲۷ دقیقه مطالعه📘 بخشی از دوره زندگی در دوران دکتری

یکی از بهترین کارهایی که می‌شود در آغاز یک مسیر علمی انجام داد، پیدا کردن یک منتور است. یک راهنمای دلسوز و باتجربه می‌تواند تفاوت میان پرسه زدن بی‌هدف در مه و برداشتن گام‌های هدفمند را رقم بزند. منتور کسی است که مسیر را پیش از شما رفته، دام‌هایش را می‌شناسد و حاضر است چیزی از تجربه‌اش را با شما سهیم شود؛ بی‌آنکه لزوماً مسئول رساله شما باشد.

اگر استاد راهنمای‌تان منتوری طبیعی است، مایل است این نقش را در زندگی شما بازی کند و این رابطه برایتان مفید است، خودتان را خوش‌شانس بدانید. همه دانشجویان دکتری چنین شانسی ندارند. استاد راهنما ممکن است بسیار پرمشغله باشد، ممکن است در مسائل علمی عالی باشد اما درباره مسیر شغلی یا تعادل زندگی حرفی برای گفتن نداشته باشد، یا ممکن است رابطه شما به‌طور طبیعی رسمی‌تر از آن باشد که جای این گفت‌وگوها باشد. در این فصل از دوره زندگی در دوران دکتری می‌بینیم منتورشیپ دقیقاً چیست، چطور منتور پیدا کنیم، اگر پیدا نشد چه کنیم، و چطور خودمان به بخشی فعال از جامعه علمی و حتی منتور دیگران تبدیل شویم.

منتورشیپ دقیقاً چیست؟

پیش از اینکه به اطراف نگاه کنید، اول روشن کنید یک منتور خوب کیست و از این رابطه چه انتظاری دارید. منتور می‌تواند ویژگی‌های زیادی داشته باشد، اما پیش از هر چیز باید به پیشرفت حرفه‌ای شما اهمیت بدهد و به راهنمایی پژوهشگران جوان در مسیرشان علاقه‌مند باشد. این کار وقت و انرژی می‌خواهد و هر کسی، هر قدر هم موفق، حوصله‌اش را ندارد.

منتورشیپ درباره تجربه و خرد است. پس طبیعی است که منتور خوب کسی باشد که در مسیر حرفه‌ای جلوتر از شماست. اما «جلوتر» لزوماً به معنای «خیلی جلوتر» نیست. گاهی یک دانشجوی سال‌آخری که همین دو سال پیش جای شما بوده، درباره چالش‌های امروز شما راهنمای بهتری است تا استادی که سی سال پیش دکتری گرفته است.

منتور خوب انگیزه پنهانی برای کمک به شما ندارد. نقش او این است که:

  • حمایت و راهنمایی کند؛ وقتی گیر کرده‌اید، گوش بدهد و کمک کند گزینه‌هایتان را ببینید.
  • الگو باشد؛ با رفتارش نشان دهد یک پژوهشگر حرفه‌ای چطور فکر می‌کند، تصمیم می‌گیرد و با سختی‌ها کنار می‌آید.
  • شما را به شبکه‌اش معرفی کند؛ درهایی را باز کند که به‌تنهایی به آن‌ها دسترسی نداشتید.
  • بازخورد صادقانه بدهد؛ حتی وقتی شنیدنش خوشایند نیست.
  • به رشد شما فکر کند، نه به منافع خودش؛ این مهم‌ترین تفاوت منتور با کسی است که فقط از شما برای پیشبرد پروژه‌اش استفاده می‌کند.
منتور، استاد راهنما، کوچ: چه فرقی دارند؟

استاد راهنما مسئولیت رسمی رساله شما را دارد و درباره پیشرفت علمی‌تان تصمیم می‌گیرد. منتور رابطه‌ای داوطلبانه و معمولاً غیررسمی است که بر رشد کلی شما، از مسیر شغلی تا مهارت‌های حرفه‌ای، تمرکز دارد. کوچ با پرسش‌های ساختارمند کمک می‌کند خودتان به پاسخ برسید و لزوماً متخصص حوزه شما نیست. یک نفر می‌تواند چند نقش را همزمان بازی کند، اما دانستن تفاوت‌ها کمک می‌کند انتظارات روشنی داشته باشید. برای آشنایی بیشتر با نگاه کوچینگ می‌توانید به irancoaching.org سر بزنید.

انواع منتور: یک نفر برای همه‌چیز نیست

یکی از رایج‌ترین اشتباه‌ها این است که دنبال یک منتور کامل بگردیم که در همه زمینه‌ها راهنمای ما باشد. چنین کسی کمتر پیدا می‌شود. رویکرد واقع‌بینانه‌تر، ساختن یک «شبکه منتورشیپ» است: چند نفر که هرکدام در زمینه‌ای خاص به شما کمک می‌کنند.

نوع منتورچه کمکی می‌کندکجا پیدایش کنیم
منتور علمیروش، ایده‌ها، نقد کار علمی، معرفی منابعاعضای هیئت علمی دیگر، استاد مشاور، پژوهشگران ارشد حوزه
منتور شغلیمسیرهای شغلی، تصمیم‌های حرفه‌ای، آماده‌شدن برای بازار کاردانش‌آموختگان دکتری در دانشگاه یا صنعت، انجمن‌های حرفه‌ای
منتور هم‌سطح (نزدیک)تجربه‌های تازه از همین مرحله، قواعد نانوشته، حمایت عاطفیدانشجویان سال‌های بالاتر، پژوهشگران پسادکتری
منتور مهارتییک مهارت مشخص: آمار، نگارش، برنامه‌نویسی، ارائهمتخصصان آن مهارت، حتی بیرون از رشته شما
حامی (اسپانسر)شما را برای فرصت‌ها معرفی و توصیه می‌کندمعمولاً کسی که کار شما را از نزدیک دیده و به آن اعتماد دارد

تفاوت منتور و حامی ظریف اما مهم است: منتور با شما حرف می‌زند؛ حامی درباره شما حرف می‌زند، در اتاق‌هایی که شما در آن حضور ندارید. هر دو ارزشمندند، اما حامی معمولاً از دل یک رابطه کاری خوب و طولانی پیدا می‌شود، نه با یک درخواست مستقیم.

وقتی استاد راهنما منتور شماست

اگر استاد راهنمای‌تان منتور شما هم هست، بهتر است برای این رابطه دوگانه، هدف‌های روشنی تعیین کنید. رابطه استاد راهنما و دانشجو معمولاً حول پیشرفت رساله می‌چرخد و گفت‌وگو درباره مسیر شغلی، تعادل زندگی یا مهارت‌های حرفه‌ای ممکن است هیچ‌وقت به‌طور طبیعی پیش نیاید. پیشنهاد می‌کنیم:

  • جلسه‌های جداگانه برای گفت‌وگوی شغلی. مثلاً هر شش ماه یک جلسه که موضوعش رساله نیست؛ موضوعش این است که بعد از دکتری کجا می‌خواهید باشید و برای رسیدن به آن چه مهارت‌هایی لازم دارید.
  • صریح بپرسید. «اگر جای من بودید، در سال دوم دکتری روی چه مهارت‌هایی بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کردید؟» «به نظرتان برای کار در صنعت آمادگی دارم؟» استادان معمولاً از این پرسش‌ها استقبال می‌کنند، اما کمتر خودشان مطرحشان می‌کنند.
  • از شبکه‌اش استفاده کنید. بپرسید آیا می‌تواند شما را به همکارانش در کنفرانس‌ها معرفی کند یا اگر به مسیر خاصی علاقه دارید، کسی را در آن مسیر می‌شناسد.
  • مرزها را بشناسید. بعضی موضوع‌ها، مثل نارضایتی از خود رابطه راهنمایی، طبیعتاً با استاد راهنما سخت‌تر مطرح می‌شوند. برای این‌ها به منتور دیگری نیاز دارید.

انتخاب و پیدا کردن منتور

اول نیازتان را روشن کنید

در انتخاب منتور، بهتر است نیازها و انتظاراتتان را صریح بنویسید. آیا می‌خواهید منتور به‌طور منظم درباره پیشرفت پژوهش‌تان نظر بدهد؟ در تصمیم‌های شغلی کمک‌تان کند؟ شما را به شبکه‌ای وصل کند؟ در یک مهارت خاص راهنمایی‌تان کند؟ یا فقط کسی باشد که گاهی با او درباره سختی‌های دکتری حرف بزنید؟ نیازهای متفاوت، منتورهای متفاوت می‌طلبند.

کجا دنبال منتور بگردیم؟

اگر استاد راهنما نمی‌تواند یا مایل نیست نقش منتور را بازی کند، باید ابتکار عمل را در دست بگیرید. این‌ها جاهای خوبی برای شروع‌اند:

  • دانشکده خودتان: اعضای هیئت علمی دیگر، به‌ویژه استاد مشاور یا استادانی که درس‌شان را گذرانده‌اید و با آن‌ها ارتباط خوبی داشته‌اید.
  • استادان قبلی: استاد راهنمای کارشناسی ارشد یا استادی که در دوره قبلی به شما اعتماد داشت.
  • پژوهشگران ارشدتر گروه: دانشجویان سال آخر و پسادکتری‌ها.
  • دانش‌آموختگان: کسانی که از همین دانشگاه یا گروه دکتری گرفته‌اند و حالا در دانشگاه یا صنعت کار می‌کنند.
  • انجمن‌های علمی و کنفرانس‌ها: جاهایی که پژوهشگران حوزه شما جمع می‌شوند. در فصل اولین کنفرانس بین‌المللی به شبکه‌سازی در کنفرانس می‌پردازیم.
  • برنامه‌های رسمی منتورشیپ: برخی دانشگاه‌ها، انجمن‌ها و سازمان‌ها برنامه منتورشیپ ساختارمند دارند.
  • فضاهای آنلاین: شبکه‌های حرفه‌ای و جامعه‌های آنلاین پژوهشگران، به‌ویژه برای ارتباط با هم‌وطنانی که در دانشگاه‌های دیگر یا خارج از کشور کار می‌کنند.

نشانه‌های یک منتور خوب

  • به حرف شما گوش می‌دهد، نه اینکه فقط از تجربه خودش بگوید.
  • بازخوردش صادقانه اما محترمانه است.
  • به هدف‌های شما احترام می‌گذارد، حتی اگر با مسیر خودش فرق داشته باشد.
  • در دسترس است، حتی اگر کم؛ و وقتی قول می‌دهد، عمل می‌کند.
  • محرمانگی گفت‌وگوها را حفظ می‌کند.

چطور از کسی بخواهیم منتور ما باشد؟

بسیاری از دانشجویان از درخواست منتورشیپ می‌ترسند؛ فکر می‌کنند مزاحم وقت دیگران می‌شوند. واقعیت این است که بسیاری از پژوهشگران باتجربه از کمک به دیگران لذت می‌برند، به شرطی که درخواست مشخص و محترمانه باشد. چند نکته:

  • با درخواست کوچک شروع کنید. به جای «آیا منتور من می‌شوید؟» که تعهدی بزرگ و مبهم است، بپرسید: «آیا ممکن است بیست دقیقه وقت بگذارید تا درباره تجربه‌تان در … از شما بپرسم؟» بسیاری از رابطه‌های منتورشیپ از همین گفت‌وگوهای کوتاه شروع می‌شوند و به‌تدریج شکل می‌گیرند.
  • مشخص بگویید چرا او را انتخاب کرده‌اید. «مقاله‌تان درباره … را خواندم» یا «شنیدم شما هم از دانشگاه به صنعت رفته‌اید» نشان می‌دهد که درخواست‌تان شخصی و سنجیده است.
  • آماده بروید. پرسش‌هایتان را از پیش بنویسید.
  • قدردانی کنید و پیگیری کنید. بعد از گفت‌وگو، یک پیام کوتاه تشکر بفرستید و اگر از توصیه‌ای استفاده کردید، بعداً خبر بدهید که چه نتیجه‌ای داشت. این کار پیوند را زنده نگه می‌دارد.
نمونه پیام اولیه

«دکتر … گرامی، سلام. من … هستم، دانشجوی سال دوم دکتری … در دانشگاه …. ارائه شما در همایش … درباره … برایم بسیار الهام‌بخش بود. در حال حاضر درباره ادامه مسیرم بعد از دکتری، میان کار پژوهشی در صنعت و دانشگاه، تصمیم می‌گیرم و می‌دانم شما تجربه هر دو را دارید. اگر برایتان ممکن است، خوشحال می‌شوم در یک گفت‌وگوی کوتاه بیست‌دقیقه‌ای، حضوری یا آنلاین، از تجربه‌تان بپرسم. با سپاس، …»

پرسش‌هایی که می‌توانید از منتور بپرسید

اگر نمی‌دانید گفت‌وگو را از کجا شروع کنید، این پرسش‌ها کمک می‌کنند. لازم نیست همه را در یک جلسه بپرسید؛ دو سه پرسش برای هر جلسه کافی است.

درباره مسیر دکتری

  • سخت‌ترین بخش دکتری شما چه بود و چطور از آن گذشتید؟
  • اگر دوباره شروع می‌کردید، چه کاری را متفاوت انجام می‌دادید؟
  • چطور می‌فهمیدید روی مسیر درستی هستید؟
  • در رابطه با استاد راهنمای‌تان، چه چیزی کمک کرد؟

درباره مهارت‌ها

  • به نظرتان کدام مهارت‌ها را باید در این مرحله بیشتر تقویت کنم؟
  • نوشتن را چطور یاد گرفتید؟
  • چه منبعی برای یادگیری … پیشنهاد می‌کنید؟
  • اگر به پیش‌نویس من نگاهی بیندازید، مهم‌ترین ضعفش چیست؟

درباره آینده شغلی

  • یک روز معمولی کاری شما چه شکلی است؟
  • چه چیزی را درباره شغل‌تان کاش زودتر می‌دانستید؟
  • برای رسیدن به جایی مثل جایگاه شما، چه گام‌هایی لازم است؟
  • آیا کسی را می‌شناسید که در این مسیر بتوانم با او صحبت کنم؟

درباره تعادل و زندگی

  • در دوره‌های پرفشار چطور مراقب خودتان بودید؟
  • چطور میان کار و زندگی شخصی مرز می‌گذارید؟
  • وقتی انگیزه‌تان پایین می‌آمد چه می‌کردید؟

نگه داشتن یک رابطه منتورشیپ خوب

رابطه منتورشیپ، مثل هر رابطه دیگری، نیاز به مراقبت دارد. و بیشتر این مراقبت با شماست، نه منتور:

  1. به وقت منتور احترام بگذارید. سر وقت بیایید، دستور جلسه داشته باشید و جلسه را طولانی نکنید.
  2. شما رابطه را هدایت کنید. منتور مسئول پیگیری شما نیست؛ شما جلسه را درخواست می‌کنید، موضوع را تعیین می‌کنید و پیگیری می‌کنید.
  3. صادق باشید. اگر فقط موفقیت‌ها را بگویید، منتور نمی‌تواند در چالش‌های واقعی کمک کند.
  4. توصیه‌ها را جدی بگیرید، اما خودتان تصمیم بگیرید. منتور راهنماست، نه تصمیم‌گیرنده.
  5. رابطه را دوطرفه کنید. شاید فکر کنید چیزی برای عرضه ندارید، اما دارید: دیدگاه تازه، آشنایی با ابزارهای جدید، یا حتی فقط گزارش اینکه توصیه‌اش چه اثری داشت.
  6. بدانید رابطه‌ها تغییر می‌کنند. بعضی رابطه‌های منتورشیپ کوتاه‌مدت‌اند و برای یک مرحله خاص؛ بعضی دهه‌ها ادامه پیدا می‌کنند. هر دو طبیعی است.

ابزار تعاملی: نقشه حمایت من

برای هر زمینه، نام کسی را بنویسید که در آن زمینه می‌توانید از او کمک بگیرید. اگر کسی را ندارید، خالی بگذارید. نتیجه نشان می‌دهد کجا شبکه حمایتی‌تان کامل است و کجا باید دنبال منتور تازه بگردید. چیزی ذخیره نمی‌شود.

منتورشیپ از راه دور

منتور لازم نیست در همان شهر یا همان دانشگاه باشد. ابزارهای ارتباط آنلاین، امکان رابطه منتورشیپ با پژوهشگرانی در دانشگاه‌های دیگر کشور یا حتی خارج از ایران را فراهم کرده است. بسیاری از پژوهشگران ایرانی که در دانشگاه‌ها و شرکت‌های خارج از کشور کار می‌کنند، از کمک به دانشجویان هم‌وطن استقبال می‌کنند؛ به شرطی که درخواست مشخص و محترمانه باشد.

چند نکته برای منتورشیپ از راه دور:

  • اختلاف ساعت را در نظر بگیرید و زمان جلسه را با پیشنهاد چند گزینه هماهنگ کنید.
  • جلسه‌های کوتاه و منظم (مثلاً سی دقیقه هر ماه یا هر دو ماه) از جلسه‌های طولانی و نامنظم مؤثرترند.
  • پیش از جلسه یک خلاصه کوتاه بفرستید تا منتور بداند درباره چه می‌خواهید صحبت کنید.
  • بعد از جلسه، نکته‌های کلیدی را مکتوب کنید و اقدام‌هایتان را در جلسه بعد گزارش دهید.
  • به محدودیت‌های اینترنت فکر کنید و برای مواقعی که تماس تصویری ممکن نیست، روش جایگزین (پیام صوتی یا ایمیل) داشته باشید.

در فصل همکاری از راه دور ابزارها و آداب کار آنلاین را مفصل‌تر بررسی می‌کنیم.

اشتباه‌های رایج در رابطه منتورشیپ

  • انتظار راه‌حل آماده. منتور قرار نیست مشکل شما را حل کند؛ قرار است کمک کند خودتان بهتر فکر کنید.
  • فقط در بحران سراغ منتور رفتن. اگر فقط وقتی مشکل دارید تماس بگیرید، رابطه یک‌طرفه و سنگین می‌شود. گاهی خبرهای خوب را هم به اشتراک بگذارید.
  • تکیه بیش از حد بر یک نفر. یک منتور نمی‌تواند همه نیازهای شما را پاسخ دهد و بار گذاشتن همه‌چیز بر دوش یک نفر، رابطه را فرسوده می‌کند.
  • نادیده گرفتن مرزها. پیام‌های مکرر در ساعات نامناسب یا انتظار پاسخ فوری، حتی به بهترین رابطه آسیب می‌زند.
  • ماندن در رابطه‌ای که آسیب‌زاست. اگر منتوری مدام تحقیرتان می‌کند، از شما سوءاستفاده می‌کند یا مرزهای حرفه‌ای را رعایت نمی‌کند، عقب کشیدن نه بی‌ادبی است و نه ناسپاسی.

اگر منتور مناسبی پیدا نشد

اگر همه راه‌ها را امتحان کرده‌اید و هنوز منتور مناسبی در رشته‌تان پیدا نکرده‌اید، ناامید نشوید. می‌شود با همان چیزی که دارید کار کرد:

  • دوباره سراغ استاد راهنما بروید، با درخواست مشخص. شاید او نمی‌تواند منتور همه‌جانبه باشد، اما می‌تواند در موارد مشخص کمک کند. از او بخواهید شما را در جلسات و بحث‌های بیشتری شرکت دهد و بگویید آماده‌اید برای یادگیری کار اضافه انجام دهید.
  • داوطلب شوید. برای کمک در برگزاری همایش دانشکده، داوری مقاله زیر نظر استاد، کمک در نوشتن درخواست پژوهانه یا همکاری در یک پروژه جانبی داوطلب شوید. این فرصت‌ها شما را با آدم‌هایی آشنا می‌کند که شاید بعدها منتورتان شوند.
  • از «منتورهای دور» یاد بگیرید. کتاب‌ها، وبلاگ‌ها، پادکست‌ها و سخنرانی‌های پژوهشگران باتجربه، هرچند جای رابطه واقعی را نمی‌گیرند، اما بخشی از خرد آن‌ها را در دسترس شما می‌گذارند. صفحه لینک پژوهش چند منبع خوب از این دست معرفی می‌کند.
  • منتورشیپ ساختارمند را در نظر بگیرید. اگر به همراهی منظم و هدفمند نیاز دارید، منتورینگ و کوچینگ پژوهشی یکی از گزینه‌هاست.

ساختن جامعه‌ای از هم‌دوره‌ای‌ها

موفقیت حرفه‌ای با داشتن یک منتور شروع نمی‌شود و با آن هم تمام نمی‌شود. دوره تحصیلات تکمیلی فرصتی عالی برای ساختن شبکه‌های حرفه‌ای و اجتماعی و ایجاد جامعه‌ای از هم‌دوره‌ای‌هاست. کسانی که امروز هم‌کلاسی و هم‌گروهی شما هستند، فردا همکاران، داوران، هم‌نویسندگان و دوستان حرفه‌ای شما خواهند بود.

چند شکل از جامعه هم‌دوره‌ای‌ها که به‌ویژه در دوره دکتری مفیدند:

  • گروه نوشتن: چند نفر که هفته‌ای یک بار، حضوری یا آنلاین، کنار هم می‌نشینند و فقط می‌نویسند. تعهد جمعی، اهمال‌کاری را کم می‌کند.
  • باشگاه مقاله‌خوانی: همان‌طور که در فصل دوم گفتیم، ساده‌ترین راه یادگیری جمعی.
  • منتورشیپ هم‌سطح: دو یا سه دانشجو از مراحل نزدیک که منظم با هم درباره پیشرفت و چالش‌ها حرف می‌زنند و به هم بازخورد می‌دهند.
  • انجمن‌های دانشجویی: انجمن علمی دانشجویی دانشکده یا شاخه دانشجویی انجمن‌های علمی کشور، فرصت فعالیت جمعی و آشنایی با دانشجویان رشته‌های دیگر را فراهم می‌کنند.
  • جامعه‌های آنلاین: گروه‌ها و کانال‌هایی که دانشجویان دکتری یک رشته یا یک موضوع را از دانشگاه‌های مختلف به هم وصل می‌کنند.

رهبری در دوره دکتری

شاید فکر کنید رهبری برای دانشجوی دکتری زود است؛ رهبری کار استادها و مدیرهاست. اما رهبری بیش از هر چیز یعنی اثر گذاشتن بر دیگران برای اینکه بهتر فکر کنند، بیشتر یاد بگیرند و بیشتر انجام دهند. و این کاری است که از همین امروز می‌شود شروع کرد.

  • در جلسات گروه فعال باشید. نه فقط با گزارش کار خودتان، بلکه با پرسیدن سؤال‌های خوب از ارائه دیگران.
  • به اعضای ساکت‌تر فرصت بدهید. «نظر تو چیست؟» ساده‌ترین جمله‌ای است که می‌تواند جلسه را برای کسی که کمتر حرف می‌زند، تغییر دهد.
  • ابتکار عمل داشته باشید. اگر گروه شما باشگاه مقاله‌خوانی، فضای اشتراک اطلاعات یا جلسه آموزش ابزارها ندارد، راهش بیندازید.
  • مسئولیت بپذیرید. نگهداری یک دستگاه، هماهنگی سفارش‌ها یا راهنمایی تازه‌واردها؛ این کارها مهارت‌های مدیریتی می‌سازند که در هر شغلی ارزشمندند.
  • اختلاف‌ها را سازنده مدیریت کنید. وقتی در گروه اختلافی پیش می‌آید، کسی که آرام می‌ماند و به یافتن راه‌حل کمک می‌کند، طبیعتاً به رهبر تبدیل می‌شود. در فصل پویایی گروه و همکاران دشوار بیشتر به این موضوع می‌پردازیم.

مهارت‌های رهبری که در دوره دکتری می‌سازید، از هماهنگی یک پروژه کوچک تا راهنمایی یک دانشجوی تازه‌وارد، بعدها چه در دانشگاه و چه در صنعت، از ارزشمندترین دارایی‌های شما خواهند بود. کارفرمایان معمولاً بیش از عنوان رساله، به این تجربه‌ها علاقه دارند.

خودتان منتور شوید

همان‌طور که در زنجیره آزمایشگاه بالا می‌روید، خودتان هم منتور شوید. پیشنهاد کنید راهنمایی یک پروژه کارشناسی یا کمک به یک دانشجوی کارشناسی ارشد را بر عهده بگیرید. در صورت امکان، دستیار آموزشی شوید یا یک کارگاه کوچک درباره ابزاری که خوب می‌شناسید برگزار کنید.

منتور بودن چند فایده دارد که شاید انتظارشان را نداشته باشید:

  • درک خودتان عمیق‌تر می‌شود. توضیح دادن یک روش به کسی دیگر، شکاف‌های فهم خودتان را آشکار می‌کند.
  • مهارت‌های ارتباطی و مدیریتی‌تان رشد می‌کند.
  • گاهی بخشی از کار پژوهشی پیش می‌رود. یک دانشجوی کارشناسی که خوب راهنمایی شود، می‌تواند در بخشی از پروژه کمک واقعی باشد.
  • رزومه‌تان قوی‌تر می‌شود. تجربه راهنمایی دانشجو، برای موقعیت‌های دانشگاهی و بسیاری از شغل‌های دیگر ارزشمند است.
  • حس معنا و رضایت می‌دهد. دیدن رشد کسی که به او کمک کرده‌اید، یکی از لذت‌بخش‌ترین تجربه‌های حرفه‌ای است.

وقتی زمان راهنمایی تازه‌واردها رسید، از بینشی که به‌سختی به دست آورده‌اید استفاده کنید. همان چیزهایی را به آن‌ها بگویید که کاش کسی در روزهای اول به شما گفته بود. و یادتان باشد منتور خوب کسی است که گوش می‌دهد، نه فقط کسی که حرف می‌زند. شاید یکی از ارزشمندترین کارهایتان این باشد که به تازه‌واردها بگویید سختی‌هایی که تجربه می‌کنند، طبیعی است.

بخشی از جامعه علمی شدن

جامعه علمی فقط مجموعه‌ای از مقاله‌ها نیست؛ شبکه‌ای از آدم‌هاست که ایده‌ها را نقد می‌کنند، کار هم را داوری می‌کنند، با هم همکاری می‌کنند و دانش را به جامعه بزرگ‌تر می‌رسانند. هرچه زودتر خودتان را عضوی از این جامعه ببینید، نه فقط مصرف‌کننده آن، بهره بیشتری از آن می‌برید و سهم بیشتری در آن خواهید داشت.

  • عضو انجمن علمی رشته‌تان شوید. بسیاری از انجمن‌های علمی کشور و انجمن‌های بین‌المللی، عضویت دانشجویی با هزینه کم دارند و فرصت شرکت در همایش‌ها، کارگاه‌ها و شبکه‌سازی را فراهم می‌کنند.
  • در کنفرانس‌ها فعال باشید. نه فقط برای ارائه، بلکه برای پرسیدن، گفت‌وگو و آشنایی.
  • داوری را یاد بگیرید. از استاد راهنما بخواهید در داوری یک مقاله با او همراه شوید. داوری یکی از بهترین راه‌های یادگیری نوشتن مقاله خوب است.
  • دانش را با جامعه به اشتراک بگذارید. نوشتن یک یادداشت ساده‌شده درباره پژوهش‌تان، شرکت در برنامه‌های ترویج علم یا صحبت در یک مدرسه، هم به جامعه کمک می‌کند و هم مهارت ارتباطی‌تان را تقویت می‌کند.
  • حضور آنلاین حرفه‌ای داشته باشید. پروفایل ORCID، گوگل اسکالر و یک صفحه حرفه‌ای ساده کمک می‌کند دیگران کار شما را پیدا کنند.

همان‌طور که در مسیر حرفه‌ای پیش می‌روید، متوجه می‌شوید که راهنمایی‌هایی که در دوره دکتری گرفته‌اید و شبکه‌هایی که ساخته‌اید، در موفقیت بعدی‌تان نقش مهمی دارند. بسیاری از فرصت‌های شغلی، همکاری‌های پژوهشی و حتی ایده‌های تازه، از دل همین رابطه‌ها بیرون می‌آیند.

داستان فرضی: سه منتور برای یک مسیر

این داستان ساختگی است و برای روشن‌تر شدن مفاهیم این فصل نوشته شده است.

زهرا دانشجوی سال دوم دکتری مهندسی بود. استاد راهنمایش در مسائل علمی عالی بود، اما رابطه‌شان رسمی بود و زهرا هیچ‌وقت جرئت نمی‌کرد درباره تردیدهایش برای آینده با او حرف بزند. احساس تنهایی می‌کرد و نمی‌دانست بعد از دکتری می‌خواهد در دانشگاه بماند یا به صنعت برود.

زهرا تصمیم گرفت به جای یک منتور کامل، چند منتور برای نیازهای مختلفش پیدا کند. اول، با یک دانشجوی سال‌آخری گروه که همیشه آرام و در دسترس به نظر می‌رسید، قرار قهوه گذاشت. این رابطه به گفت‌وگوهای ماهانه‌ای تبدیل شد که در آن زهرا قواعد نانوشته گروه و دانشکده را یاد گرفت. دوم، از طریق شبکه حرفه‌ای، یکی از دانش‌آموختگان دکتری همان دانشکده را پیدا کرد که حالا در یک شرکت فناوری کار می‌کرد و با یک پیام کوتاه درخواست گفت‌وگوی بیست‌دقیقه‌ای داد. آن گفت‌وگو به سه جلسه دیگر در طول سال کشید و تصویر زهرا از کار در صنعت را کاملاً تغییر داد. سوم، با استاد راهنمایش یک جلسه جداگانه خواست و صریح گفت: «می‌خواهم درباره مسیر بعد از دکتری از شما مشورت بگیرم.» استادش، برخلاف انتظار، با علاقه استقبال کرد و او را به یکی از همکارانش در یک کنفرانس معرفی کرد.

یک سال بعد، زهرا خودش داوطلب شد راهنمایی پروژه کارشناسی یک دانشجو را بر عهده بگیرد. او بعدها گفت: «فهمیدم لازم نیست یک نفر همه جواب‌ها را داشته باشد. هر کسی تکه‌ای از نقشه را داشت.»

جمع‌بندی: هیچ‌کس دکتری را تنها نمی‌گیرد

منتور خوب می‌تواند مسیر دکتری را روشن‌تر کند؛ کسی که به پیشرفت شما اهمیت می‌دهد، تجربه‌اش را سهیم می‌شود، بازخورد صادقانه می‌دهد و شما را به شبکه‌اش وصل می‌کند. به جای جست‌وجوی یک منتور کامل، شبکه‌ای از منتورها برای نیازهای مختلف بسازید: علمی، شغلی، هم‌سطح، مهارتی و حامی. نیازتان را روشن کنید، با درخواست‌های کوچک و مشخص شروع کنید، رابطه را خودتان هدایت کنید و به وقت منتور احترام بگذارید. اگر منتوری پیدا نشد، داوطلب شوید، از منابع دور یاد بگیرید و جامعه‌ای از هم‌دوره‌ای‌ها بسازید. و از همین امروز، با فعال بودن در گروه، راهنمایی تازه‌واردها و حضور در جامعه علمی، رهبری را تمرین کنید.

شاید مهم‌ترین درس این فصل این باشد: درخواست کمک نشانه ضعف نیست؛ مهارتی حرفه‌ای است که موفق‌ترین پژوهشگران در طول مسیرشان بارها از آن استفاده کرده‌اند. و روزی که خودتان به کسی کمک کنید که همین مسیر را تازه شروع کرده، چرخه‌ای را کامل کرده‌اید که جامعه علمی بر آن استوار است. هر منتوری که امروز به شما کمک می‌کند، روزی خودش از کسی کمک گرفته است.

چک‌لیست منتورشیپ و جامعه علمی

هیچ‌کس دکتری را تنها نمی‌گیرد

این فصل بخشی از دوره زندگی در دوران دکتری با دکتر سعید جوی‌زاده است؛ ۲۵ فصل از انتخاب گروه تا دفاع و بعد از آن.

سوالات متداول درباره منتورشیپ در دوره دکتری

منتور در دوره دکتری چه کسی است؟

منتور فردی باتجربه‌تر است که به‌طور داوطلبانه به رشد حرفه‌ای شما کمک می‌کند؛ با راهنمایی، الگو بودن، بازخورد صادقانه و معرفی شما به شبکه‌اش. می‌تواند استاد راهنما باشد، اما لزوماً نیست.

فرق استاد راهنما و منتور چیست؟

استاد راهنما مسئولیت رسمی رساله و پیشرفت علمی شما را دارد. منتور رابطه‌ای داوطلبانه و معمولاً غیررسمی است که بر رشد کلی، مسیر شغلی و مهارت‌های حرفه‌ای تمرکز دارد. یک نفر می‌تواند هر دو نقش را داشته باشد.

چطور از کسی بخواهم منتور من شود؟

با درخواست کوچک و مشخص شروع کنید، مثلاً یک گفت‌وگوی بیست‌دقیقه‌ای. بگویید چرا او را انتخاب کرده‌اید، با پرسش‌های آماده بروید و بعد از گفت‌وگو تشکر و پیگیری کنید. بسیاری از رابطه‌های منتورشیپ به‌تدریج از همین گفت‌وگوها شکل می‌گیرند.

اگر استاد راهنمایم منتور خوبی نباشد چه کنم؟

شبکه‌ای از منتورها بسازید: استاد مشاور، اعضای هیئت علمی دیگر، دانشجویان ارشدتر، دانش‌آموختگان و اعضای انجمن‌های علمی. همزمان از استاد راهنما در زمینه‌های مشخصی که می‌تواند کمک کند، درخواست مشخص داشته باشید.

آیا دانشجوی دکتری می‌تواند منتور دیگران باشد؟

بله. راهنمایی دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد، دستیاری آموزشی و کمک به تازه‌واردهای گروه، هم به آن‌ها کمک می‌کند و هم درک، مهارت‌های ارتباطی و رزومه خود شما را تقویت می‌کند.

منبع الهام ساختار موضوعی: Gosling, P. & Noordam, B. Mastering Your PhD, Springer. متن این صفحه بازنویسی و شرح آموزشی است.

☎
پرامپت کپی شد ✓