جشن گرفتن موفقیتها در دوره دکتری؛ قدردانی، بازتاب و انگیزه برای ادامه مسیر
بسیاری از دانشجویان دکتری از یک مهلت به مهلت بعدی میدوند و موفقیتهایشان را نمیبینند. این فصل نشان میدهد چرا جشن گرفتن مهم است، موفقیت را چطور تعریف کنید و چطور به شکلی ساده، فراگیر و همراه با قدردانی جشن بگیرید.
بالاخره نتیجهای که ماهها برایش زحمت کشیده بودید، به دست آمد. شاید آزمایشی که بارها شکست خورده بود، این بار جواب داد؛ شاید مقالهتان پذیرفته شد یا پروپوزالتان در شورای گروه تصویب شد. و شاید هم آنقدر خسته و درگیر کار بعدی هستید که حتی متوجه نشدید به چه نقطه مهمی رسیدهاید. بسیاری از دانشجویان دکتری درست همینطورند: از یک مهلت به مهلت بعدی میدوند، و موفقیتها بیصدا از کنارشان میگذرد، در حالی که هر شکست را روزها در ذهن مرور میکنند.
این فصل از دوره زندگی در دوران دکتری درباره مهارتی است که کمتر کسی آن را جدی میگیرد: هنر جشن گرفتن موفقیت. جشن گرفتن یعنی مکث کردن، دیدن آنچه به دست آمده، تشکر از کسانی که در آن سهم داشتند و یاد گرفتن از اینکه چرا کار جواب داد. این کار نه خودنمایی است، نه اتلاف وقت؛ بخشی از یک زندگی پژوهشی پایدار است. در ادامه میبینیم چرا جشن مهم است، موفقیت را چطور تعریف کنیم، چطور به شکلی مناسب و فراگیر جشن بگیریم، حتی وقتی اعضای گروه در شهرها و کشورهای مختلفاند، و چطور از بردهای کوچک سوخت مسیر طولانی دکتری را بسازیم.
چرا پژوهشگران کمتر جشن میگیرند؟
رسیدن به بهترینها در هر حوزهای تلاش زیادی میخواهد و در مسیر رسیدن به قله، موانع زیادی پیش میآید. پژوهش علمی از این نظر شبیه ورزش حرفهای است: تمرین طولانی، شکستهای پیاپی، پیشرفتهای کوچک و گاهی یک پیروزی بزرگ. اما یک تفاوت چشمگیر میان این دو دنیا هست. ورزشکاران خوب بلدند پیروزیهایشان را جشن بگیرند. حتی اگر اهل ورزش نباشید، تصویر تیمی که پس از قهرمانی جام را بالا میبرد، یا دوندهای که با شادی از خط پایان میگذرد، برایتان آشناست. بسیاری از ورزشها آیینهای خاص خودشان را برای جشن پیروزی دارند.
در مقابل، دنیای پژوهش اغلب سنت جشن گرفتن ندارد. گویی جدیت علمی با شادی آشکار ناسازگار است. وقتی مقالهای پذیرفته میشود، بسیاری از پژوهشگران فقط ایمیل را میبندند و سراغ کار بعدی میروند. چند دلیل رایج برای این بیتوجهی وجود دارد:
- همیشه کار بعدی در صف است. در دکتری، هر نقطه پایانی بلافاصله آغاز مرحله بعدی است. پذیرش مقاله یعنی شروع مقاله دوم؛ تصویب پروپوزال یعنی شروع آزمایشها.
- موفقیتها دیر و بیصدا میرسند. نتیجهای که امروز به دست آوردید، شاید ماهها بعد در قالب مقاله یا ارائه دیده شود؛ تا آن زمان، شور لحظه کشف از بین رفته است.
- معیارهای سختگیرانه. بسیاری از دانشجویان دکتری کمالگرا هستند و هر دستاورد را با بالاترین معیار ممکن میسنجند: «پذیرفته شد، اما مجله آنقدرها هم معتبر نیست».
- فروتنی فرهنگی. در فرهنگ ما، فروتنی ارزش است و گاهی صحبت از موفقیت شخصی با خودستایی اشتباه گرفته میشود. بسیاری ترجیح میدهند موفقیتشان را کوچک جلوه دهند.
- نگرانی از واکنش دیگران. وقتی همگروهیای در همان روزها شکست خورده، جشن گرفتن ممکن است ناشایست به نظر برسد.
هیچکدام از این دلیلها بیپایه نیستند؛ اما نتیجه نهاییشان این است که زندگی پژوهشی به زنجیرهای از فشار و نگرانی تبدیل میشود که لحظههای روشنش دیده نمیشوند. گاهی لازم است کمی جدیت را کنار بگذاریم و دستاوردهایمان را واقعاً ببینیم.
سه دلیل برای جشن گرفتن
پژوهش علمی فرایندی طولانی و گاهی فرساینده است: با ایده و طوفان فکری شروع میشود، به طراحی و آزمایش میرسد و با گزارشی به جامعه علمی پایان مییابد. اما نباید همینجا تمام شود. دستکم سه دلیل وجود دارد که جشن مناسب را به بخش جداییناپذیر زندگی پژوهشی تبدیل میکند.
۱. قدردانی از کسانی که در موفقیت شما سهم داشتند
همه ما بر شانه دیگران ایستادهایم. از شبکههای همکاریای استفاده میکنیم که دیگران ساختهاند، با تجهیزاتی کار میکنیم که دیگران طراحی کردهاند، دادهها را با نرمافزارهایی تحلیل میکنیم که دیگران نوشتهاند، بر مفاهیمی بنا میکنیم که دیگران پروراندهاند و از پرسشنامههایی استفاده میکنیم که دیگران ساخته و اعتباریابی کردهاند. با این همه، طبیعی است که احساس کنیم پیشرفت اخیر فقط حاصل کار خودمان است. ما بهندرت به اندازه کافی به سهم دیگران فکر میکنیم. جشن گرفتن با همکاران و دوستان، راهی آشکار برای پذیرفتن این سهم است. آنها سزاوار قدردانیاند، و کسی که تشکرش دیده شده، به احتمال زیاد با میل بیشتری در نقطه عطف بعدی هم کنارتان خواهد بود.
۲. بازتاب، بخشی از یادگیری است
همه میدانیم که از اشتباهها میشود درس گرفت. اما فکر کردن به موفقیتها هم به همان اندازه آموزنده است. چرا این بار کار جواب داد؟ چه چیزی شما را به این پرسش رساند؟ چه کسی در این مسیر نقش حیاتی داشت؟ چه چیزی به شما کمک کرد زودتر از دیگران به داده برسید؟ تحلیل دلایل موفقیت، نقشهای برای مرحله بعدی پژوهش به دست میدهد. شانس سراغ کسانی میرود که آمادهاند، و آمادگی چیزی است که میتوان یاد گرفت.
۳. جشن، فضای مثبت میسازد
وقتی شما و همکارانتان پیشرفتها را با هم جشن میگیرید، روحیهای برنده در گروه شکل میگیرد. در چنین فضایی، گروه برای رویارویی با مشکل بعدی انرژی بیشتری دارد و راه رسیدن به نقطه عطف بعدی هموارتر میشود. گروهی که فقط شکستها را مرور میکند، بهتدریج خسته و بدبین میشود؛ گروهی که بردهایش را هم میبیند، تابآورتر است.
موفقیت را چطور تعریف کنیم؟
بیتردید بردن جایزه نوبل دلیل خوبی برای یک مهمانی کوچک است! اما اگر موفقیت را فقط با چنین معیاری بسنجیم، تقریباً هیچکس هیچوقت چیزی برای جشن نخواهد داشت. در طول دوره دکتری، لحظههای زیادی هست که سزاوار مکث، شادی و تشکر است. پذیرش یک مقاله در مجله، لحظهای کاملاً طبیعی برای جشن است و در برخی گروهها رسم است که نویسنده اول در چنین روزی برای همه شیرینی یا کیک بیاورد. اما در برخی پروژهها، رسیدن به مقاله ممکن است سالها طول بکشد، چون ابتدا باید دستگاه یا روشی تازه ساخته و آزموده شود. در چنین پروژههایی، روزی که دستگاه بالاخره کار میکند، خودش یک نقطه عطف است و شایسته جشنی که حتی کارکنان کارگاه فنی هم به آن دعوت شوند.
تعریف موفقیت به رشته، پروژه و حتی مرحله زندگی شما بستگی دارد. برای دانشجویی که سال اول با زبان انگلیسی دستوپنجه نرم میکرد، نخستین ارائه انگلیسی در جلسه گروه یک موفقیت بزرگ است. برای دانشجویی که مادر یا پدر یک نوزاد است، تمام کردن یک فصل رساله در ماههای بیخوابی، دستاوردی واقعی است. به جای مقایسه خودتان با معیاری بیرونی، از خودتان بپرسید: نسبت به جایی که بودم، چه چیزی به دست آوردهام؟
| اندازه موفقیت | نمونهها | جشن متناسب |
|---|---|---|
| کوچک | تمام کردن پیشنویس یک بخش، حل یک خطای سمج در کد، اجرای موفق یک آزمایش آزمایشی، نخستین سؤال پرسیدن در یک سمینار | یک مکث آگاهانه، نوشتن در دفترچه بردها، یک چای یا قهوه خوب، پیام تشکر به کسی که کمک کرد |
| متوسط | تصویب پروپوزال، گذراندن امتحان جامع، نخستین دادههای معنادار، پذیرش چکیده در همایش، ارسال مقاله | شیرینی برای گروه، یک عصر آزاد بدون کار، شام با خانواده یا دوستان، تشکر علنی در جلسه گروه |
| بزرگ | پذیرش مقاله، جایزه یا گرنت، راهاندازی موفق یک دستگاه یا روش تازه، دفاع از رساله | جشن گروهی، یک روز یا آخر هفته استراحت واقعی، هدیهای معنادار به خودتان، قدردانی مکتوب از همه سهیمان |
گاهی مهمترین موفقیت یک ماه، یافتن نتیجهای منفی است که شما را از یک سال کار در مسیری اشتباه نجات میدهد؛ یا گفتوگویی دشوار با استاد راهنما که بالاخره انجامش دادید. اینها هم دستاوردند، حتی اگر هیچوقت در رزومه نیایند.
نقطههای عطف دوره دکتری
یکی از دلایلی که دکتری گاهی بیپایان به نظر میرسد، این است که مسیر طولانی آن به نقطههای قابلدیدن تقسیم نشده است. وقتی تنها هدف «تمام کردن دکتری» باشد، سالها بدون هیچ احساس رسیدنی میگذرد. اما اگر نقطههای عطف را از پیش بشناسید و برایشان برنامه داشته باشید، مسیر به مجموعهای از قلههای کوچکتر تبدیل میشود که هر کدام لحظهای برای جشن است. بسته به رشته و دانشگاه، نقطههای عطف معمول دوره دکتری در ایران ممکن است اینها باشند:
- پذیرش در دوره و انتخاب استاد راهنما
- گذراندن واحدهای آموزشی و امتحان جامع
- نهایی شدن موضوع و تصویب پروپوزال
- نخستین دادههای واقعی و نخستین نتیجه معنادار
- نخستین ارائه در همایش، داخلی یا بینالمللی
- ارسال و سپس پذیرش نخستین مقاله
- گزارشهای پیشرفت و ارزیابیهای دورهای
- تکمیل پیشنویس رساله و دریافت مجوز دفاع
- دفاع و اعمال اصلاحات نهایی
در کنار اینها، نقطههای عطف شخصیتان را هم اضافه کنید: نخستین ارائه به انگلیسی، نخستین بار که داوری مقالهای را انجام دادید، نخستین دانشجوی کارشناسی که راهنماییاش را بر عهده گرفتید. پیشنهاد عملی این است که در برنامهریزی سالانهتان، همانطور که در فصل هدفگذاری و مدیریت زمان دیدیم، کنار هر نقطه عطف از پیش بنویسید چطور جشنش خواهید گرفت. این کار دو اثر دارد: هم احتمال اینکه جشن فراموش شود کم میشود، و هم چشمانداز آن جشن در روزهای سخت انگیزه میدهد.
قدردانی: موفقیت هیچوقت تکنفره نیست
جشن گرفتن مثل هدیه دادن به کسی برای تشکر است. اگر فقط به خودتان فکر کنید، نیمی از ارزشش از دست میرود. پیش از هر جشن، چند دقیقه وقت بگذارید و فهرست کسانی را بنویسید که به این موفقیت کمک کردند. معمولاً این فهرست بلندتر از چیزی است که انتظار دارید:
- استاد راهنما و استاد مشاور: برای راهنمایی، بازخورد و گاهی صبر.
- همگروهیها: کسی که روش آزمایش را یادتان داد، کسی که کدش را با شما به اشتراک گذاشت، کسی که پیشنویس را خواند.
- کارشناسان آزمایشگاه و کارگاه فنی: افرادی که دستگاهها را راه میاندازند و نگه میدارند و اغلب در قدردانیها فراموش میشوند.
- کارکنان اداری دانشکده: کسانی که نامهها، خریدها و فرمها را پیش میبرند.
- شرکتکنندگان پژوهش: اگر پژوهش شما با انسانها سروکار دارد، بدون وقت و اعتماد آنها هیچ دادهای نداشتید.
- همکاران بیرون از گروه: پژوهشگرانی که داده، نمونه یا مشاوره دادند.
- خانواده و دوستان: کسانی که غیبتها، بداخلاقیهای روزهای سخت و آخر هفتههای کاری را تحمل کردند.
تشکر مشخص، تشکر واقعی است
«از همه ممنونم» تقریباً هیچ اثری ندارد. تشکر مؤثر، مشخص است: «ممنونم که آن عصر پنجشنبه ماندی و نشانم دادی چطور دستگاه را کالیبره کنم؛ بدون آن، این دادهها را نداشتیم.» چنین جملهای نشان میدهد که کار طرف مقابل را دیدهاید. تشکر میتواند شفاهی، در یک پیام یا ایمیل، یا علنی در جلسه گروه باشد. تشکر علنی از کسی که معمولاً دیده نمیشود، مثلاً یک کارشناس آزمایشگاه، گاهی ارزشمندتر از هر هدیهای است.
بخش «قدردانی» مقاله و رساله هم جای مناسبی برای ثبت این سهمهاست. آن را سرسری ننویسید و نام کسانی را که واقعاً کمک کردهاند، با نوع کمکشان بیاورید. همچنین به یاد داشته باشید که رابطه با منتورها و جامعه علمی، همانطور که در فصل منتورها و جامعه علمی دیدیم، با همین قدردانیهای کوچک و پیوسته محکم میشود.
چگونه جشن بگیریم؟
جشن گرفتن قاعده ثابتی ندارد، اما چند اصل کمک میکند جشن هم به دل بنشیند و هم کارکرد واقعیاش را داشته باشد.
بهموقع جشن بگیرید
همانطور که هدیه قبولی را روز بعد از نتیجه امتحان میدهند، نه شش ماه بعد، جشن موفقیت هم بهتر است نزدیک به خود موفقیت باشد. فردای روزی که داده کلیدی مقالهتان به دست آمد، شیرینی ببرید. اگر جشن به «وقتی همهچیز تمام شد» موکول شود، احتمالاً هیچوقت برگزار نمیشود، چون در دکتری هیچچیز واقعاً تمام نمیشود.
از خلاقیت استفاده کنید
جشن لازم نیست بزرگ یا پرهزینه باشد. آنچه اهمیت دارد، این است که برای شما و اطرافیانتان لذتبخش و معنادار باشد. چند ایده:
- آوردن شیرینی، میوه یا خوراکی خانگی به آزمایشگاه یا دفتر گروه؛ رسمی آشنا و دوستداشتنی در بسیاری از دانشکدههای ایران.
- یک ناهار یا صبحانه گروهی، در دانشگاه یا بیرون از آن.
- یک پیادهروی یا گردش جمعی در طبیعت در آخر هفته.
- چاپ صفحه اول مقاله پذیرفتهشده و نصب آن روی «دیوار بردها»ی گروه.
- یک روز کامل بدون ایمیل و کار، به انتخاب خودتان.
- هدیهای کوچک اما معنادار به خودتان: کتابی که مدتها میخواستید بخوانید، بلیت یک کنسرت یا تئاتر.
- تماس با خانواده و تعریف کردن ماجرا؛ گاهی شادی پدر و مادری که شاید دقیق نمیدانند کار شما چیست، بزرگترین جشن است.
جشن را فراگیر کنید
همه به یک شکل جشن نمیگیرند. برخی جمع شلوغ را دوست دارند و برخی از آن خسته میشوند. برخی به دلیل باورها یا شرایط سلامتی، خوراکیهای خاصی نمیخورند. برخی وقت یا بودجه کمتری دارند. جشنی که برای همه دلپذیر باشد، معمولاً ساده، کوتاه، اختیاری و متنوع است. اگر برگزارکنندهاید، از پیش بپرسید و گزینههای مختلف بگذارید. هدف این است که همه احساس کنند بخشی از این شادیاند.
ابزار تعاملی: جشن مناسب این موفقیت
موفقیت اخیرتان را در نظر بگیرید و چند گزینه را انتخاب کنید. ابزار چند پیشنهاد برای جشن و یک یادآوری قدردانی به شما میدهد. همه چیز در مرورگر خود شما محاسبه میشود.
فرهنگ جشن در گروه پژوهشی
جشنهای فردی ارزشمندند، اما وقتی جشن گرفتن به بخشی از فرهنگ گروه تبدیل شود، اثرش چند برابر میشود. گروهی که موفقیتها را میبیند و قدردانی میکند، معمولاً جای امنتر و دلپذیرتری برای کار است. چند عادت ساده میتواند این فرهنگ را بسازد:
- بخش «خبر خوب» در جلسه گروه: چند دقیقه اول هر جلسه، هر کس اگر خبر خوبی دارد، کوچک یا بزرگ، بگوید.
- دیوار یا کانال بردها: جایی، فیزیکی یا در پیامرسان گروه، که موفقیتها ثبت میشوند؛ از پذیرش مقاله تا تعمیر موفق یک دستگاه.
- آیینهای ثابت: مثلاً اینکه برای هر مقاله پذیرفتهشده، گروه با هم ناهار میخورد، یا هر دفاع با یک دورهمی کوچک همراه است.
- دیدن نقشهای کمدیده: جشنهایی که فقط برای مقاله و جایزه باشند، کسانی را که کارهای پشتیبانی و نگهداری انجام میدهند نادیده میگیرند. موفقیت آنها را هم ببینید.
- جشنهای پایان سال: مرور جمعی همه بردهای سال، که اغلب همه را از دیدن فهرست شگفتزده میکند.
استاد راهنما نقش مهمی در شکل دادن این فرهنگ دارد، اما لازم نیست منتظر او بمانید. هر دانشجویی میتواند با یک جعبه شیرینی، یک پیام تبریک در گروه یا پیشنهاد یک آیین ساده، شروعکننده باشد. اگر در گروهی هستید که چنین فرهنگی ندارد، از کوچک شروع کنید: تبریک گفتن صمیمانه به همگروهیای که مقالهاش پذیرفته شده، خودش قدم اول است.
تبریک صادقانه به موفقیت همگروهی، حتی وقتی خودتان در دوره سختی هستید، یکی از نشانههای پختگی حرفهای است. موفقیت دیگران از سهم شما کم نمیکند؛ گروهی که اعضایش موفقاند، برای همه فرصتهای بیشتری میسازد.
جشن از راه دور
امروز بسیاری از گروههای پژوهشی پراکندهاند: یکی در فرصت مطالعاتی خارج از کشور است، دیگری به دلایل خانوادگی در شهر خودش کار میکند و سومی در دانشکده مانده است. پراکندگی نباید بهانه نادیده گرفتن موفقیتها باشد. چند ایده برای جشن از راه دور:
- صبحانه یا چای مجازی: همه در یک ساعت مشترک، هر کس با صبحانه یا نوشیدنی خودش، آنلاین جمع میشوند. اختلاف ساعت را در نظر بگیرید تا برای کسی نیمهشب نباشد.
- کارت یا پیام جمعی: یک سند یا کارت دیجیتال که هر کس جملهای در تبریک یا تشکر در آن بنویسد.
- هدیه پستی کوچک: اگر امکانش هست، یک بسته کوچک برای همکاری که دور است.
- پروژه خلاقانه مشترک: مثلاً ساختن یک ویدیوی کوتاه از داستان پروژه که هر کس بخشی از آن را بسازد.
- قرار دیدار حضوری: جشن اصلی را برای اولین همایش یا سفری که همه در آن حاضرند، برنامهریزی کنید.
بسیاری از اصولی که در فصل همکاری از راه دور درباره ساختن اعتماد گفتیم، اینجا هم صدق میکند: لحظههای غیررسمی و شاد در همکاری از راه دور خودبهخود اتفاق نمیافتند و باید آگاهانه برایشان جا باز کرد.
بازتاب موفقیت: چرا این بار جواب داد؟
پس از شکست، بیشتر ما بیاختیار تحلیل میکنیم: چه اشتباهی کردم؟ اما پس از موفقیت، معمولاً فقط نفس راحتی میکشیم و میگذریم. این عدم تقارن یعنی بخش بزرگی از درسهای ارزشمند را از دست میدهیم. موفقیت هم مثل شکست، داده است. چند پرسش برای یک «بازبینی موفقیت» کوتاه:
- دقیقاً چه چیزی به دست آمد و چرا برایم مهم است؟
- چه تصمیمها، عادتها یا مهارتهایی به این نتیجه کمک کرد؟
- چه کسانی نقش حیاتی داشتند و آیا از آنها تشکر کردهام؟
- چه چیزی را متفاوت از دفعههای قبل انجام دادم؟
- چه بخشی از این موفقیت به شانس یا شرایط بیرونی مربوط بود و چه بخشی به کار خودم؟
- کدام بخش از این روش را میتوانم در پروژه بعدی تکرار کنم؟
پاسخها را بنویسید. در طول دکتری، مجموعه این یادداشتها به راهنمای شخصی شما تبدیل میشود: میفهمید در چه شرایطی بهترین کارتان را انجام میدهید، با چه کسانی بهتر همکاری میکنید و چه راهبردهایی برایتان جواب میدهد. این یادداشتها در جلسههای پایش ماهانه، که در فصل پایش ماهبهماه پیشرفت دیدیم، و در مصاحبههای شغلی آینده هم به کار میآیند؛ وقتی کسی میپرسد «از یک موفقیت پژوهشیتان بگویید»، داستان کامل و مستندی برای تعریف دارید.
یک نکته ظریف: صادقانه به نقش شانس هم نگاه کنید. نه برای اینکه موفقیت را کوچک کنید، بلکه برای اینکه تصویر واقعیتری داشته باشید. اغلب معلوم میشود که «شانس» در واقع حاصل آمادگی بوده است: اگر آن روز آن داده عجیب را جدی نمیگرفتید، یا اگر آن ایمیل را به آن پژوهشگر نمیفرستادید، آن اتفاق خوب نمیافتاد.
موفقیت را با دنیای بیرون به اشتراک بگذارید
جشن گرفتن فقط درون گروه نیست. یک موفقیت پژوهشی، بهویژه یک مقاله منتشرشده، فرصتی است برای اینکه کارتان را به مخاطبان گستردهتری معرفی کنید. بسیاری از پژوهشگران فکر میکنند کار با انتشار مقاله تمام میشود؛ اما مقالهای که هیچکس از وجودش خبر ندارد، اثر کمتری دارد. اشتراکگذاری موفقیت، اگر با صداقت و بدون اغراق باشد، ادامه طبیعی جشن است.
- خلاصه ساده بنویسید. چند جمله به زبان غیرتخصصی درباره اینکه چه یافتید و چرا مهم است. این تمرین روشننویسی هم هست.
- در شبکههای حرفهای معرفی کنید. پیامی کوتاه با پیوند مقاله و تشکر از همنویسندگان. نام همکاران را بیاورید؛ این خودش نوعی قدردانی علنی است.
- یک ویدیو یا چند اسلاید کوتاه بسازید. ارائه چنددقیقهای از داستان پروژه، برای وبسایت گروه، کانال دانشکده یا ارائه در جلسههای بعدی.
- با روابط عمومی دانشگاه هماهنگ کنید. اگر یافته برای عموم جالب است، بسیاری از دانشگاهها از معرفی دستاوردهای پژوهشی استقبال میکنند.
- رزومه و صفحههای پژوهشیتان را بهروز کنید. همین امروز، نه شش ماه بعد که جزئیات یادتان رفته است.
یک نکته واقعبینانه: ممکن است در ذهنتان تصور کنید یافتهتان در خبر سراسری پخش شود؛ اما اغلب، مخاطب واقعی کار شما گروه کوچکتری از پژوهشگران و علاقهمندان است. این عیب نیست. یک ویدیوی کوتاه که به دست پنجاه پژوهشگر مرتبط برسد، از یک خبر عمومی که کسی به یاد نمیآورد، ارزشمندتر است. پیش از هر انتشار بیرونی، با استاد راهنما و همنویسندگان هماهنگ کنید و سیاست مجله درباره اطلاعرسانی پیش از انتشار رسمی را رعایت کنید. درباره خود مسیر رسیدن به مقاله، در فصل قبل، از داده تا مقاله، صحبت کردیم.
بردهای کوچک، سوخت مسیر طولانی
نقطههای عطف بزرگ در دکتری کماند و میانشان ماهها فاصله است. اگر فقط منتظر آنها بمانید، بیشتر روزهایتان بیهیچ احساس پیشرفتی میگذرد. اینجاست که بردهای کوچک اهمیت پیدا میکنند: پیشرفتهای روزانه و هفتگی که هر کدام بهتنهایی بیاهمیت به نظر میرسند، اما با هم مسیر را میسازند. بسیاری از افراد تجربه کردهاند که دیدن پیشرفت، حتی کوچک، انگیزه را بالا نگه میدارد و روزهایی که هیچ پیشرفتی دیده نمیشود، فرسایندهترین روزهایند.
دفترچه بردها
یک روش ساده و کارآمد، نگه داشتن «دفترچه بردها» است: هر روز یا هر هفته، در چند خط بنویسید چه کاری را پیش بردید. «سه صفحه از بخش روشها را نوشتم.» «خطای کد تحلیل را پیدا کردم.» «با استاد درباره تغییر برنامه صحبت کردم.» در روزهای سخت، ورق زدن این دفترچه یادآوری میکند که برخلاف احساستان، در حال حرکت بودهاید.
آیین پایان هفته
پایان هر هفته، ده دقیقه وقت بگذارید و سه چیز را بنویسید: یک کار که انجام دادید و از آن راضی هستید، یک نفر که باید از او تشکر کنید، و یک قدم مشخص برای هفته بعد. این آیین کوچک، جشن، قدردانی و برنامهریزی را در یک عادت ترکیب میکند.
- نوشتن هر روز، حتی نیم ساعت، برای یک هفته پیوسته
- تمام کردن خواندن یک مقاله سخت و نوشتن خلاصهاش
- اجرای موفق یک آزمایش آزمایشی پس از چند بار تلاش
- ارسال ایمیلی که مدتها از نوشتنش طفره میرفتید
- مرتب کردن پوشههای داده و پشتیبانگیری
- پرسیدن سؤالی در سمینار که برایتان سخت بود
دامهای جشن گرفتن
جشن گرفتن مثل هر مهارت دیگری، میتواند بد اجرا شود. چند دام رایج که خوب است بشناسید:
- مقایسه بیپایان. «او دو مقاله دارد و من یکی.» مقایسه با دیگران، بهویژه در شبکههای اجتماعی که فقط بردها دیده میشوند، شادی موفقیت را میدزدد. معیار شما، مسیر خودتان است.
- کوچک کردن موفقیت. «چیز مهمی نبود»، «شانسی بود». اگر همیشه موفقیتهایتان را کوچک میکنید و احساس میکنید سزاوارشان نیستید، شاید با پدیدهای آشنا روبهرو باشید که گاهی «سندرم ایمپاستر» یا احساس فریبکاری نامیده میشود. بسیاری از پژوهشگران گاهی چنین احساسی دارند؛ بازتاب منظم موفقیتها و شنیدن نظر دیگران به تعدیل آن کمک میکند.
- جشنی که دیگران را نادیده میگیرد. تشکری که فقط از استاد باشد و همگروهیها و کارشناسانی را که سهم داشتند فراموش کند، میتواند رنجش بسازد.
- بیتوجهی به حال دیگران. اگر همگروهیای همین هفته مقالهاش رد شده یا با مشکل جدی شخصی روبهروست، جشن را لغو نکنید، اما با حساسیت برگزار کنید؛ شاید جشنی سادهتر و گفتوگویی جداگانه و همدلانه با او.
- فشار برای مشارکت. جشن باید اختیاری باشد. کسی را مجبور به ماندن، خوردن، پرداخت یا شرکت در فعالیتی که با آن راحت نیست، نکنید.
- جشن به جای استراحت. گاهی بهترین جشن پس از یک دوره فشرده، نه مهمانی، بلکه خواب کافی و چند روز استراحت است. به نیاز واقعی خودتان گوش دهید.
- جشن مشروط. «وقتی مقاله در فلان مجله چاپ شد، جشن میگیرم.» اگر جشن را همیشه به بزرگترین هدف موکول کنید، احتمالاً هرگز جشن نمیگیرید.
جشن تلاش، نه فقط نتیجه
در پژوهش، نتیجه همیشه در اختیار ما نیست. میتوانید آزمایشی را به بهترین شکل طراحی و اجرا کنید و باز هم نتیجهای که امید داشتید، به دست نیاید. میتوانید مقالهای عالی بنویسید و باز هم به دلایلی بیرون از کنترلتان رد شود. اگر فقط نتیجهها را جشن بگیرید، شادیتان به عواملی گره میخورد که کنترلی بر آنها ندارید.
به همین دلیل، جشن گرفتن تلاش، پشتکار و فرایند هم اهمیت دارد. شش ماه آزمایش منظم و دقیق، حتی اگر به نتیجه مثبت نرسید، دستاورد است. مقالهای که با دقت نوشتید و فرستادید، حتی پیش از پاسخ مجله، دستاورد است. بازگشت به کار پس از یک شکست سخت، دستاورد است. این نگاه به معنای نادیده گرفتن نتیجه نیست؛ به معنای منصف بودن با خودتان است. همانطور که در فصل کنار آمدن با شکستها گفتیم، شکست بخشی جداییناپذیر از پژوهش است؛ جشن تلاش کمک میکند در روزهای شکست هم پایهای برای ایستادن داشته باشید.
برای برخی از دانشجویان، بهویژه در دورههایی که فشار کار، نگرانیهای مالی یا مشکلات شخصی سنگین است، حتی فکر کردن به جشن سخت است. اگر مدتهاست هیچ چیزی را جشن نگرفتهاید و احساس میکنید هیچ دستاوردی ارزش شادی ندارد، این را جدی بگیرید. گفتوگو با یک دوست، استاد مشاور یا مشاور مرکز مشاوره دانشگاه میتواند کمک کند. گاهی بیحوصلگی مداوم نشانه خستگی عمیقتری است که به مراقبت نیاز دارد، نه به تلاش بیشتر.
جشن کوچک برای خودتان
همه جشنها لازم نیست جمعی باشند. گاهی بهترین جشن، لحظهای خصوصی است: نشستن در کافهای که دوست دارید، نوشتن چند خط درباره اینکه این موفقیت چه معنایی برایتان دارد، یا فقط اجازه دادن به خودتان که یک عصر هیچ کاری نکنید و احساس گناه نکنید. توانایی شاد بودن برای خودتان، بدون نیاز به تأیید دیگران، مهارتی است که پس از دکتری هم همراهتان میماند.
داستان فرضی: صبحانهای در سه شهر
این داستان ساختگی است و برای روشنتر شدن مفاهیم این فصل نوشته شده است.
نگار، یوسف و پویا سه دانشجوی دکتری در یک گروه پژوهشی مرمت آثار تاریخی بودند. هر کدام در سالهای اول، مقالههای جداگانهای داشتند؛ اما این بار، برای نخستین بار مقالهای مشترک درباره روشی تازه برای تشخیص تخریب رنگدانهها در نقاشیهای قدیمی نوشته بودند، همراه با استاد راهنما و دو همکار دیگر. یک صبح پاییزی، ایمیل پذیرش مقاله رسید.
مشکل اینجا بود که هر کدام در جایی بودند. یوسف برای یک فرصت مطالعاتی چندماهه در دانشگاهی خارج از کشور روی یک چارچوب مدلسازی کار میکرد. پویا به شهر خودش برگشته بود تا در دوره بیماری پدرش کنار خانواده باشد و از راه دور کار میکرد. تنها نگار در دانشکده بود. اولین واکنششان این بود که جشن را «برای وقتی همه برگشتیم» بگذارند؛ اما نگار یادش آمد که این جمله را برای مقاله قبلی هم گفته بودند و آن جشن هیچوقت برگزار نشد.
پس یک صبحانه مجازی گذاشتند، در ساعتی که برای هر سه منطقه زمانی قابلقبول بود. نگار با چای و شیرینیای که برای کارشناس آزمایشگاه هم خریده بود، پویا با صبحانهای که مادرش آماده کرده بود و یوسف با یک قهوه در آشپزخانه خوابگاهش. نیم ساعت اول فقط خندیدند و ماجراهای دو سال کار را مرور کردند: نمونهای که گم شده بود، دستگاهی که درست شب پیش از ضربالاجل خراب شد، و روزی که بالاخره دادهها معنا پیدا کردند.
بعد، پویا پیشنهاد کرد هر کدام بگویند از نظرشان چرا این بار کار جواب داد. نگار گفت تقسیم کار روشن و جلسههای هفتگی کوتاه؛ یوسف گفت بازخورد صادقانهای که به هم میدادند؛ پویا گفت اینکه در دوره سخت خانوادگیاش، بقیه بخشی از کارش را بیمنت پوشش دادند و او هرگز احساس نکرد کنار گذاشته شده است. همانجا تصمیم گرفتند فهرستی از همه سهیمان بنویسند و نامه تشکری برای کارشناس آزمایشگاه و همکار موزهای که نمونهها را در اختیارشان گذاشته بود، بفرستند.
در میانه گفتوگو، ایدهای شکل گرفت: یک ویدیوی کوتاه از داستان پروژه. اول به فکرشان رسید چیزی برای تلویزیون بسازند، اما زود فهمیدند مخاطب واقعیشان پژوهشگران و دانشجویان رشته خودشان است. یوسف سه اسلاید معرفی پروژه را ضبط کرد، نگار با گوشیاش یک گشت کوتاه در آزمایشگاه فیلم گرفت و پویا، که تجربه تدوین داشت، همه را با یک پویانمایی ساده از مدل تخریب رنگدانه کنار هم گذاشت. ویدیو در صفحه گروه منتشر شد و چند هفته بعد، یک دانشجوی کارشناسی ارشد از دانشگاهی دیگر با دیدن آن برای همکاری با گروه ایمیل زد.
نگار بعدها گفت: «فکر میکردیم جشن یعنی مهمانی بزرگ و دورهمی حضوری. فهمیدیم جشن یعنی مکث کردن با هم، دیدن مسیری که آمدهایم و تشکر از کسانی که کمک کردند. این را میشد از سه شهر مختلف هم انجام داد.»
جمعبندی: مکث کنید، ببینید، تشکر کنید
دنیای پژوهش برخلاف دنیای ورزش، کمتر سنت جشن گرفتن دارد؛ اما جشن موفقیت بخشی ضروری از زندگی پژوهشی پایدار است. جشن به سه دلیل اهمیت دارد: قدردانی از کسانی که در موفقیت سهم داشتند، بازتاب و یادگیری از دلایل موفقیت، و ساختن روحیه مثبت در گروه. موفقیت را فقط با معیارهای بزرگ تعریف نکنید؛ نقطههای عطف دوره دکتری و بردهای کوچک روزانه را بشناسید و برای هر کدام جشنی متناسب داشته باشید. بهموقع، خلاقانه و فراگیر جشن بگیرید، از همه سهیمان مشخص تشکر کنید و فرهنگ جشن را در گروه بسازید، حتی وقتی اعضا از راه دور کار میکنند. موفقیت را با دنیای بیرون به اشتراک بگذارید، از دامهای مقایسه و کوچکشماری دوری کنید و یادتان باشد که تلاش و پشتکار هم، مستقل از نتیجه، سزاوار جشناند.
چکلیست جشن موفقیت
امروز یک موفقیت را ببینید و از یک نفر تشکر کنید
این فصل بخشی از دوره زندگی در دوران دکتری با دکتر سعید جویزاده است؛ ۲۵ فصل از انتخاب گروه تا دفاع و بعد از آن.
سوالات متداول درباره جشن گرفتن موفقیت در دکتری
چرا جشن گرفتن موفقیت در دوره دکتری مهم است؟
جشن گرفتن فرصتی برای قدردانی از کسانی است که در موفقیت سهم داشتند، به بازتاب و یادگیری از دلایل موفقیت کمک میکند و روحیه مثبتی در گروه میسازد که برای رویارویی با چالشهای بعدی انرژی میدهد.
چه موفقیتهایی در دکتری ارزش جشن گرفتن دارند؟
علاوه بر نقطههای عطف بزرگ مثل پذیرش مقاله و دفاع، مراحلی مثل تصویب پروپوزال، گذراندن امتحان جامع، نخستین دادههای معنادار و حتی بردهای کوچک روزانه و هفتگی هم سزاوار مکث و جشنی متناسباند.
چطور با گروهی که اعضایش در شهرهای مختلفاند جشن بگیریم؟
یک صبحانه یا چای مجازی در ساعتی مناسب برای همه، کارت یا پیام تبریک جمعی، ساختن یک ویدیوی کوتاه مشترک از داستان پروژه یا برنامهریزی دیدار حضوری در اولین همایش مشترک از ایدههای کاربردیاند.
اگر همگروهیام همزمان شکست خورده باشد، باز هم جشن بگیرم؟
بله، اما با حساسیت. جشن را سادهتر برگزار کنید، با او جداگانه و همدلانه گفتوگو کنید و یادتان باشد که حمایت از او در روزهای سخت و تبریک صادقانه او به موفقیت شما، هر دو بخشی از یک فرهنگ گروهی سالم است.
وقتی نتیجهای نگرفتهام چه چیزی را جشن بگیرم؟
تلاش، پشتکار و فرایند را. آزمایشهای دقیق، نوشتن منظم، ارسال یک مقاله و بازگشت به کار پس از شکست، همه دستاوردند. دفترچه بردها کمک میکند این پیشرفتها را ببینید، حتی وقتی نتیجه نهایی هنوز نرسیده است.
منبع الهام ساختار موضوعی: Gosling, P. & Noordam, B. Mastering Your PhD, Springer. متن این صفحه بازنویسی و شرح آموزشی است.